17 مهر 1405
پیش از آنکه مرگ مرا ببرد من دلم میخواهد شهیدانه زندگی کنم؛ نه آنگونه که مرگ را جستوجو کنم، بلکه آنگونه که اگر روزی مرگ از راه رسید، چیزی از من نمانده باشد که هنوز به دنیا وابسته باشد. میخواهم پیش از آنکه جسمم از خاک جدا شود،دلم از غیر خدا… بیشتر »
نظر دهید »
07 مهر 1405
اشارات غیب إلهی، عارفان گویند:«خذ بیدی»، این بیدست و پا گوید «لم يترک ثقل الذنوب مجالاً لخطو أي خطوة» که بار گناهان، مجال قدم برداشتن نگذاشته است. إلهی، اهل عقل از تو حکمت خواهند تا بازش گویند، این بیخبر از تو سکوت خواهد تا آوازت را بشنود. إلهی،… بیشتر »
27 خرداد 1405
آدم عزادار، چشم و گوشش پیش عزیز از دسترفتهاش است؛ هر طرف میچرخد عزیزش را میبیند و هر صدایی دلش را هوایی میکند؛ امشب که در روضه باز شد، من با چشمانی که بهخاطر دیشب، بعد از صلحی که بین ایران و قاتلین هزاران شهید از جمله رهبرم رخ داد، دائم در حال… بیشتر »
22 اردیبهشت 1405
رقص شعله در آغوش سنگ اراده، واژهای نیست که بر زبان بیاید؛ تپشی است که در بنبستها، راه میسازد، خاستن، برخاستن است، درون هر یک از ما، بذری از خورشید پنهان است که سهمش را از آسمان میخواهد. اراده یعنی همان لحظهای که قطره تصمیم میگیرد با تکرار مداوم،… بیشتر »
22 اردیبهشت 1405
دلتنگی وقتی خبر رفتن «آقا» در کوچههای شهر پیچید، انگار تپش قلب ایران برای لحظهای ایستاد. سید علی که عمری چراغ راه ما در تندبادهای سخت بود، حالا ردای سرخ شهادت را به دوش کشیده و به قافلهی یاران دیرینش پیوسته است. آن دست جانبازی که سالها تکیهگاه این… بیشتر »