کودتای سوم اسفند
کودتای سوم اسفند 1299: تلاقی چکمه و سیاست انگلیسی
در سالهای پایانی قرن سیزدهم هجری شمسی، ایران در شرایطی بحرانی قرار داشت؛ ناتوانی قاجار، هرجومرج داخلی و سایه سنگین قراردادهای استعماری، فضا را برای یک تغییر مهندسیشده آماده کرده بود. دولت بریتانیا که برای حفظ منافع خود در منطقه و ایجاد سدی در برابر نفوذ شوروی به دنبال «مردی مقتدر» میگشت، طرح کودتای 1299 را با همکاری دو چهره کلیدی پیاده کرد:
سید ضیاءالدین طباطبایی: به عنوان چهره سیاسی و رابط کانونهای انگلیسی.
رضاخان میرپنج:به عنوان بازوی نظامی و فرمانده قزاقها.
این حرکت که از قزوین آغاز و به تصرف تهران ختم شد، نه یک خیزش مردمی، بلکه برآمده از استراتژی «آیرونساید» برای تثبیت قدرت مرکزی وابسته بود. اگرچه در ابتدا با شعار نظم و امنیت وارد میدان شدند، اما هدف غایی آن، استحاله فرهنگی و تضعیف نهادهای اصیل جامعه ایران بود.
تاریخ نشان داد که هرچند قدرتهای بیگانه میتوانند با تکیه بر اسلحه و تبلیغات، ساختارهای سیاسی را تغییر دهند، اما هویت ریشهدار مردم که با ایمان گره خورده است، تسلیمناپذیر باقی میماند. این تجربه تاریخی به ما یادآوری میکند که قدرتهای پوشالی در برابر اراده الهی و باورهای عمیق یک ملت دوامی ندارند؛ چرا که در نهایت، هیچ کودتایی در برابر اسلام پیروز نخواهد شد.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#روشنگری
#مرور_تاریخ
#مناسبتی

