• فهرست مطالب 
  • تماس  

حضور قلب

24 مهر 1395 توسط آشنا

 

مقاله اول -فصل هشتم- در بیان حضور قلب‏-شرح کتاب آداب الصلاة امام خمینی(ره)

فصل هشتم در بیان حضور قلب است‏

یکى از مهمّات آدابْ قلبیّه که شاید بسیاری از آدابْ، مقدّمه آن باشد و عبادت را بدون آن روح و روانى نیست و خود مفتاح قفل کمالات و باب الأبواب سعادات است و در احادیث شریفه از کمتر چیزى این قدر ذکر شده و به کمتر ادبى این قدر اهمّیّت داده شده، حضور قلب است.

چنانچه سابق بر این ذکر شد، عبادات و مناسک و اذکار و اوراد در وقتى نتیجه کامله دارد که صورت باطنه قلب شود و باطن ذات انسان به آن مخمّر گردد و دل انسان صورت عبودیّت به خود گیرد و از خودسرى و سرکشى بیرون آید. و نیز مذکور شد که از اسرار و فوائد عبادات یکى آن است که اراده نفس قوى شود و نفس بر طبیعت(امیال حیوانی مثل شهوت و غضب و …) چیره شود و قواى طبیعتْ مسخّرْ، تحت قدرت و سلطنت نفس گردد و اراده نفس ملکوتى در ملک بدن نافذ گردد، بطورى که قوا چون ملائکة اللَّه نسبت به حق تعالى شوند که عصیان آن نکنند لمحه‏اى، و عمل کنند به آنچه فرمان براى آنها صادر مى‏شود.( مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ-تحریم آیه 6)

شما وقتی اراده میکنید که چیزی را ببینید،قوه بینایی نمیگوید که خب حالا صبر کن!! همان لحظه که اراده کنی،همان موقع میبینی.به عبارت دیگر اراده مساوی است با دیدن.همان موقع که اراده کنید دست خود را بلند کنید،دست تکان میخورد.این نشان از اراه نفس در قوای خودش است.ملائکه هم مثل مثل قوای ما در برابر نفس،در برابر خدا هستند.همان موقع که خدا اراده کند،ملائکه انجام میدهند.مانند همان موقعی که ما در خیال خود اراده میکنم پرتقال بیاید،می آید.یعنی اراده مساوی است با ایجاد شدن پرتقال در خیال ما .

و اکنون گوئیم که یکى از اسرار عبادات و فوائد مهمّه، که همه مقدّمه آن است، آن است که جمیع مملکت باطن و ظاهر، مسخّر در تحت اراده اللَّه و متحرّک به تحریک اللَّه شود و قواى ملکوتیّه و ملکیّه نفس از جنود اللَّه شوند و همگى نسبت به حق تعالى سمت ملائکة اللَّه را پیدا کنند.

به عبارت دیگر ما در عبادات چیکار میکنیم؟؟در عبادات اراده خدا در اعمال ما جاری میشود. در نماز کی رکوع و سجود میرود؟؟

درسته که ما رکوع میرویم ولی خدا اراده کرده است که ما رکوع میرویم.یعنی سالک الی الله در واجبات فانی میشود.اراده اش در اراده خدا فانی میشود یا به عبارتی دیگر از خودش دیگر اراده ندارد و اراده خدارا جاری میکند.کم کم اینقدر قوای نفس حیوانی در سیطره نفس ملکوتی میروند که شخص فانی در اراده خدا میشود.یعنی وقتی نفس بر قوای حیوانی غلبه پیدا کرد،راه شیطان بسته میشود و راه خدا باز میشود و خداوند اراده اش را بر اراده فرد از طریق اعمال واجبات،جاری میسازد و این آنقدر جلو میرود که دیگر هیچ اراده اس از طرف شخص وجود ندارد و همش میشود اراده خداوند.نمونه اش پیامبر اکرم که خداوند در مورد ایشان میفرماید که وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى پیامبر از روی هوس و میل شخصی سخن نمیگوید.

و این خود یکى از مراتب فناى قوا و ارادات است در اراده حق. و کم کم نتایج بزرگ بر این مترتّب شود و انسان طبیعى، الهى گردد و نفس میل  به عبادت اللَّه پیدا کند و جنود ابلیس یکسره شکست خورده، منقرض شوند و قلب و قواى آن تسلیم حق شوند و اسلام به تناسب مراتب باطنه در آن بروز کند.

و نتیجه این تسلیم اراده به حق ،در دار آخرت و قیامت آن شود که حق تعالى اراده او را در عوالم غیب نافذ فرماید و او را مثل اعلاى خود قرار دهد، و چنانچه خود ذات مقدّس هر چه را بخواهد ایجاد کند، به محض اراده موجود شود، اراده این بنده را هم آن طور قرار دهد؛ چنانچه بعضى از اهل معرفت روایت نمودند از رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله راجع به اهل بهشت که ملکى مى‏آید پیش آنها؛ پس از آن که اذن ورود مى‏طلبد وارد مى‏شود و نامه‏اى از جناب ربوبیّت به آنها مى‏دهد بعد از آن که از خداى تعالى به آنها سلام ابلاغ نماید. و در آن نامه است براى هر انسانى که مخاطب به آن است:

مِنَ الْحَىِّ القَیُّومِ الَّذى لا یَموُتُ الَى الْحَىِّ القَیُّومِ الَّذى لا یَمُوتُ. امّا بَعْدُ، فَانّى اقُولُ لِلشَّىْ‏ءِ کُنْ فَیَکُنُ. وَ قَدْ جَعَلْتُکَ تَقولُ لِلشَّىْ‏ءِ کُنْ فَیْکنُ. فقال صلى اللَّه علیه و آله: فلا یَقولُ احَدٌ مِنْ اهْلِ الجَنَّةِ لِلشَّىْ‏ءِ کُنْ الّا وَ یَکُن.1‏( از حی قیومی که نمیمیرد به سوی حی قیومی که نمیمیرد.اما بعد،من چون به هرچیز گویم باش،پس موجود میشود،تورا نیز چنان قرار دادم که به هرچیزی بگویی باش،موجود شود. آنگاه رسول خدا(ص) فرمود:احدی از اهل بیت به چیزی نمیگوید باش،مگرآنکه موجود شود).

و این سلطنت الهیّه ‏ایست که به بنده دهند به ازای ترک اراده خود و ترک سلطنت هواهاى نفسانیّه و اطاعت ابلیس و جنود او. و هیچیک از این نتایج که ذکر شد حاصل نمى‏شود مگر با حضور قلب کامل. و اگر قلب در وقت عبادت غافل و سرگردان باشد، عبادت او حقیقت پیدا نکند و شبیه لهو و بازى است.

و البته چنین عبادتى را در نفس به هیچ وجه تأثیرى نیست و عبادت از صورت و ظاهر به باطن و ملکوت بالا نرود- چنانچه به این معنى در اخبار اشاره شده- و قواى نفس با چنین عبادتى تسلیم نفس نشوند و سلطنت نفس بر آنها بروز نکند و همین طور قواى ظاهره و باطنه تسلیم اراده اللَّه نگردد و مملکت در تحت کبریاى حق منقهر نشود، چنانچه برای خیلی از ماها این امر واضح است چون که میبینید در ما پس از چهل- پنجاه سال عبادت اثرى حاصل نشده، بلکه روز به روز بر ظلمت قلب و تعصّى و نافرمانی قوا افزوده مى‏شود و آن به آن اشتیاق ما به طبیعت(دنیا) و اطاعت ما از هواهاى نفسانیّه و وساوس شیطانیّه افزون گردد. اینها نیست جز آن که عبادات ما بى‏ مغز و شرایط باطنه و آداب قلبیّه آن به عمل نمى‏آید، و الّا به نصّ آیه مبارکه کتاب الهى: نماز نهى از فحشاء و منکر مى‏ نماید. و البته این نهى نهى صورى ظاهرى نیست؛ لا بدّ باید در دل چراغى روشن شود و در باطن نورى فروزان شود که انسان را هدایت به عالم غیب کند و زاجر الهى پیدا شود که انسان را از عصیان و نافرمانى بازدارد.

باز تاکید میکنیم که عبادات دارای بعد باطنی هستند و  باید روی بعد باطنی ما یعنی روح و فطرت ما،اثر بگذارند و قلب و فطرت ما،صورت عبادت به خودش بگیرد یه این معنی که عبادات نباید در حدظاهر بماند بلکه با رعایت آداب باطنی،باید وارد قلب و فطرت ما بشوند.و اگر میخواهیم عبادات صورت قلب ما بشود باید حضور قلب داشته باشیم و بدون حضور قلب،این امر ممکن نیست.حضور قلب یعنی حقایقی را که از طریق عقل فهمیدیم و در قلب محکم کردیم،باید حفظ کنیم و با این حقایق بصورت شیدایی با خدا صحبت کنیم.باید محو حرف زدن با خدا شویم.حضور قلب لازمه اش همه توجه است.شرط حضور قلب این است که در حال باشیم.خواستن مارا از بودن باز میدارد.ما اکثرا در نماز یا در گذشته و یا درآینده به سر میبریم. باید حضور قلب داشته باشیم تا باطن عبادات در قلب و فطرت ما اثر کند و در وجود ما نوری پیدا شود که مارا از گناه و فحشا باز دارد.

و ما خود را در زمره نمازگزارها محسوب میداریم و سالهاى سال است اشتغال به این عبادت بزرگ داریم و در خود چنین نورى ندیدیم و در باطن چنین مانعى براى ما پیدا نشده؛ پس واى به حال ما آن روزى که صور اعمال ما و صحیفه افعال ما را در آن عالم به دست ما دهند و گویند خود حساب خود را بکش‏( اقْرَأْ کِتَبَک کَفَى بِنَفْسِک الْیَوْمَ عَلَیْک حَسِیباً. سوره اسراء آیه 14)؛

ببین آیا چنین اعمالى قابل قبول درگاه است و آیا چنین نمازى با این صورت ظلمانى، مقرّب بساط حضرت کبریائى است؟ و آیا با این امانت بزرگ الهى و وصیّت انبیاء و اوصیاء باید این طور سلوک کرد و این طور دست خیانت شیطان رجیم را، که عدوّ اللَّه است، به آن راه داد؟ و آیا نمازى که معراج مؤمن است و قربان متّقین است‏،چرا باید شما را از ساحت مقدّس تبعید و از درگاه قرب الهى دور کند؟

آن روز آیا جز حسرت و ندامت و بیچارگى و بدبختى و خجالت و شرمسارى چیزى نصیب ما مى‏شود؟ حسرت و ندامتى که در این عالم شبیه ندارد؛ خجالت و شرمسارى که نظیرش را تصوّر نمى‏توانیم کرد. حسرتهاى این عالم هر چه باشد آمیخته به هزار طور امیدها است، و شرمسارى‏هاى اینجا سریع الزّوال است و زود نابود میشود، بخلاف آنجا که همیشه حسرت و ندامت است؛ چنانچه حق فرماید: وَ انْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ اذْ قُضِىَ الامْر-امر گذشته را نتوان جبران نمود و عمر تلف شده را نتوان برگرداند- یا حَسْرَتا عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللَّه‏.

اى عزیز، امروز روز مهلت و عمل است؛ انبیاء آمدند و کتابها آوردند و دعوتها نمودند با این همه تشریفات و این همه تحمّل رنج و سختی که ما را از خواب غفلت بیدار و از سکر طبیعت هوشیار کنند و ما را به عالم نور و بهجت و سرور رسانند و به حیات ابدى و نعمتهاى سرمدى و لذّتهاى جاویدانى رسانند و از هلاک و شقاوت و آتش و ظلمت و حسرت و ندامت رهایى دهند؛ تمام این تلاش ها براى خود ماست بدون این که براى آنها نتیجه‏اى حاصل شود و آن ذوات مقدّسه احتیاجى به ایمان و اعمال ما داشته باشند؛ با این وصف در ما به هیچ وجه اثرى نکرد و شیطان مجرای قلب ما را چنان گرفته و سلطنت بر باطن و ظاهر ما همچو پیدا کرده که هیچ یک از مواعظ آنها را در ما اثرى حاصل نشود، بلکه هیچ یک از آیات و اخبار به گوش قلب ما نرسد و از ظاهر گوش حیوانى تجاوز نکند.

بالجمله، اى قارى محترم که این اوراق را مطالعه مى‏کنى، مثل نویسنده خالى از همه انوار و تهى دست از همه اعمال صالحه و گرفتار هواهاى نفسانیّه مباش؛ تو  به حال خود رحمى کن و از عمر خود نتیجه‏اى حاصل کن؛ دقت در حال انبیاء و اولیاء کن و اشتهاهاى کاذب و وعده‏هاى شیطان را پشت پا زن؛ مغرور گول شیطان مباش و فریب نفس امّاره مخور که مکرو حیله های اینها بسیار دقیق است و هر امر باطلى را به صورت حق به انسان نشان میدهند و انسان را فریب میدهند.

گاهى به امید توبه در آخر عمر، انسان را به شقاوت میکشانند، با آن که توبه در آخر عمر و تراکم ظلمات معاصى و بسیارى مظالم عباد و حقوق اللَّه امرى است بسیار صعب و مشکل.

امروز که اراده انسان قوّت دارد و قواى جوانى برقرار است و درخت معصیت برومند نیست و سلطنت شیطان در نفس مستحکم نشده و نفس از سیاهی گناهان پاک است و شرایط حصول و قبول توبه سهل است، نمیگذارند انسان قیام به توبه کند و این درخت سست را ریشه کن و سلطنت غیر مستقلّ را منقرض نماید، وعده ایّام پیرى را میدهند که بعکس این، اراده ضعیف و قوا ناتوان و درخت معاصى گوناگون کهن و برومند و سلطنت ابلیس در ظاهر و باطن مستقل و مستقرّ شده و وابستگی به دنیا شدید و دوری از ملکوت زیاد و نور فطرت خاموش گردیده و شرایط توبه سخت و ناگوار شده است؛ این نیست جز غرور.

و گاهى به وعده شفاعت شافعین علیهم السلام انسان را از ساحت قدس آنها دور و از شفاعت آنها مهجور مى‏نمایند، زیرا که فرورفتن در باتلاق گناهان کم کم قلب را سیاه و کدر کند و انسان را به سوء عاقبت منجرّ نماید. و طمع شیطان از انسان ،دزدیدن ایمان است و حتی تا دم مرگ هم انسان را رها نمیکند و سعی و تلاش خود را میکند که ایمان را از انسان بگیردو برای اینکار دخول در گناهان را مقدّمه آن قرار مى‏دهد تا به نتیجه مطلوبه برسد.

انسان اگر طمع شفاعت دارد، باید در این عالم با سعى و کوشش رابطه بین خود و شفعاى خود را حفظ کند و قدرى تفکّر در حال شافعان محشر(اهل بیت) نماید که حال آنها در عبادت و ریاضت به کجا رسیده بود. فرضاً که شما با ایمان از دنیا بروید، ولى اگر بار گناهان و مظالم سنگین باشد ، ممکن است در عذابهاى گوناگون برزخ و قبر از شما شفاعت نشود، چنانچه از حضرت صادق منقول است که برزخ شما با خودتان است.و عذابهاى برزخ طرف قیاس با عذابهاى این جا نیست، و طول مدّت برزخ را جز خدا کسى نداند، شاید میلیون میلیونها سال طول کشد. و ممکن است در قیامت نیز پس از مدّتهاى طولانى و عذابهاى گوناگون طاقت فرسا شفاعت نصیب ما شود، چنانچه در احادیث نیز این معنى وارد است‏.

پس، غرور شیطان انسان را از عمل صالح بازدارد و انسان را یا بى‏ایمان یا با بارهاى سنگین از دنیا ببرد و به شقاوت و بدبختى گرفتار کند. و گاهى با وعده رحمت واسعه ارحم الرّاحمین دست انسان را از دامن رحمت کوتاه کند؛ غافل از آن که این همه بعثت انبیا و ارسال کتب و فرو فرستادن فرشتگان و وحى و الهام به پیغمبران و راهنمایى طریق حق، از رحمت ارحم الرّاحمین است. عالم را رحمت واسعه حق فرو گرفته و ما در لب چشمه حیوان از تشنگى به هلاکت مى‏رسیم.

بزرگتر رحمتهاى الهى قرآن است؛ تو اگر به رحمت ارحم الرّاحمین طمع دارى و آرزوى رحمت واسعه دارى، از این رحمت واسعه استفاده کن. طریق وصول به سعادت را باز نموده و چاه را از راه روشن فرموده است. تو خود به پاى خود در چاه مى‏افتى و از راه راست ،گمراه مى‏شوى، رحمت را چه نقصانى است؟

اگر ممکن بود طریق خیر و سعادت را به مردم به طور دیگر نشان بدهند، مى‏دادند، به موجب وسعت رحمت؛ و اگر ممکن بود اکراهاً مردم را به سعادت برسانند مى‏رساندند؛ لکن هیهات! راه آخرت راهى است که جز با قدم اختیار نمى‏توان آن را پیمود؛ سعادت با زور حاصل نشود؛ فضیلت و عمل صالح بدون اختیارْ، فضیلت نیست و عمل صالح نمى‏باشد؛ و شاید معنى آیه شریفه لا اکْراهَ فِى الدّین نیز همین باشد.

بلى، آنچه در آن، اعمال اکراه و اجبار مى‏توان نمود صورت دین الهى است نه حقیقت آن. انبیاء علیهم السلام مأمور بودند که صورت را با هر طور ممکن است تحمیل مردم کنند تا صورت عالم صورت عدل الهى شود و مردم را ارشاد به باطن نمایند تا مردم به قدم خود آن را بپیمایند و به سعادت برسند.

بالجمله، این نیز از غرور شیطان است که دست انسان را با طمع رحمت از رحمت کوتاه کند.

یاعلی مدد

 نظر دهید »

کتاب آداب الصلاة

24 مهر 1395 توسط آشنا

مقدمه امام خمینی(ره) در آغاز کتاب
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم‏

کتاب آداب الصلاة را، که خود از آن بهره‏اى نبردم جز تأسّف بر قصور و تقصیر بر ایّام گذشته که توانایى بر خودسازى داشتم و حسرت و ندامت در روزگار پیرى که دستم تهى و بارم سنگین و راهى بس دراز و پایم لنگ و آواى رحیل در گوش است، هدیه کردم به فرزند عزیزم احمد که از قدرت جوانى کامیاب است؛ شاید او ان شاء اللَّه تعالى از محتویات آن، که از کتاب کریم و سنّت شریف و افادات بزرگان فراهم شده است، بهره‏مند شود و به معراج حقیقى از رهنمایى اهل معرفت راه یابد و دل از این ظلمتکده برکند و به مقصد اصلى انسانیت، که انبیاء عظام و اولیاء کرام- علیهم صلوات اللَّه و سلامه- و اهل اللَّه بر آن راه یافتند و دیگران را دعوت فرمودند، توفیق یابد.

پسرم، خود را که به فطرت اللَّه تخمیر شده‏اى دریاب و از گرداب ضلالت امواج سهمگین خودبینى و خودخواهى نجات ده و به سفینه نوح که پرتو ولایت اللَّه است رکوب کن که مَنْ رَکِبَها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها هَلَک‏.

فرزندم، کوشش کن که در صراط مستقیم، که صراط اللَّه است، و لو لنگان لنگان حرکت کنى و حرکات و سکنات قلبى و قالبى را رنگ معنویت و الوهیت دهى و خدمت به خلق را براى آنکه خلق خدا هستند بنمایى. انبیاء عظام و اولیاء خاص خدا در عین حال که مشابه دیگران اشتغال به کارها داشته‏اند، هیچگاه در دنیا وارد نبوده‏اند؛ چون اشتغالشان بالحق و للحق بوده؛ در عین حال از رسول ختمى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده که فرموده است: لَیُغانُ عَلى‏ قَلبى وَ انّى لَاسْتَغفِرُ اللَّه فى کُلِّ یَومٍ سَبْعینَ مَرَّة- شاید رؤیت حق در کثرت را کدورتْ حساب میفرمود.

پسرم، خود را مهیا کن که پس از من بر تو جفاها رود و نگرانیها که از من دارند به حساب تو گذارند. اگر حساب خود را با خداى خود صاف کنى و پناه به ذکر اللَّه برى، هراسى از خلق به خود راه مده که حساب خلق زودگذر است و آنچه ازلى است حساب در پیشگاه حق است.

فرزندم، پس از من ممکن است پیشنهاد خدمتى بر تو شود، در صورتى که قصدت خدمت به جمهورى اسلامى و اسلام عزیز است رد مکن؛ و اگر خداى نخواسته براى هواهاى نفسانى و ارضاى شهوات است، از آن اجتناب کن که مقامات دنیوى ارزش آن ندارد که خود را در راه آنها تباه کنى.

بارالها، احمد و تبارش و متعلّقانش، که از بندگان تو و تبار رسول اکرمند، اینان را در دنیا و آخرت سعادتمند فرما و دست شیطان رجیم را از آسیب به آنها کوتاه فرما.

خداوندا، ما ضعیف و ناتوانیم و عقب افتاده از قافله سالکان، تو خود از ما دستگیرى فرما. رَبَّنا عامِلْنا بِفَضْلِکَ وَ لا تُعامِلْنا بِعَدْلِک. و السلام على عباد اللَّه الصَّالحین.

23 ربیع الاول 1405- 25 آذر 1363- روح اللَّه الموسوی الخمینى

1-مقدمه

2-مقاله اول-فصل اول

3-مقاله اول-فصل دوم-دربیان مراتب اهل سلوک

4-مقاله اول-فصل سوم-در بیان خشوع

5-مقاله اول-فصل چهارم-دربیان طمأنینه و آرامش

6-مقاله اول -فصل پنجم- در بیان محافظت عبادت از تصرف شیطان است‏

7-مقاله اول-فصل ششم-در بیان نشاط و بهجت است

8-مقاله اول-فصل هفتم-در بیان تفهیم است

9-مقاله اول-فصل هشتم-دربیان حضور قلب است

10-مقاله اول-فصل نهم-در بیان احادیث راجع به حضور قلب

11-مقاله اول-فصل دهم-دربیان دعوت به تحصیل حضور قلب

12-مقاله اول-فصل یازدهم-در بیان دواى هرزه گردى خیال‏

یاعلی مدد

 

 نظر دهید »

هفت راهکار برای حضور قلب در نماز

24 مهر 1395 توسط آشنا

هفت راهکار برای حضور قلب در نماز

بدست آوردن آنچنان معرفتى كه دنیا را در نظر انسان كوچك و خدا را در نظر انسان بزرگ كند، تا هیچ كار دنیوى نتواند به هنگام راز و…

پارسینه-گروه فرهنگی: 1- بدست آوردن آنچنان معرفتى كه دنیا را در نظر انسان كوچك و خدا را در نظر انسان بزرگ كند، تا هیچ كار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.

2 - توجه به كارهاى پراكنده و مختلف، معمولا مانع تمركز حواس است و هر قدر انسان، توفیق پیدا كند كه مشغله هاى مشوش و پراكنده را كم كند به حضور قلب در عبادات خود كمك كرده است.

3 - انتخاب محل و مكان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى دارد مكروه است و همچنین در برابر درهاى باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آیینه و عكس و مانند اینها، به همین دلیل مساجد مسلمین هر قدر ساده تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا كه به حضور قلب كمك مى كند.

4 - پرهیز از گناه نیز عامل مؤ ثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى سازد و از حضور قلب مى كاهد.

5 - آشنایى با معنى نماز و فلسفه افعال و اذكار آن، عامل مؤ ثر دیگرى است.

6 - انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدمات و چه در اصل نماز نیز كمك مؤثرى به این امر مى كند.

7 - از همه اینها گذشته این كار، مانند هر كار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پیگیرى دارد، بسیار مى شود كه در آغاز انسان در تمام نماز یك لحظه كوتاه قدرت تمركز فكر پیدا مى كند، اما با ادامه این كار و پیگیرى و تداوم آنچنان قدرت نفس پیدا مى كند كه مى تواند به هنگام نماز دریچه هاى فكر خود را بر غیر معبود مطلقا ببندد.

“برگرفته از تفسیر نمونه”

منبع:برکت نماز

 نظر دهید »

جایگاه نماز

24 مهر 1395 توسط آشنا

جایگاه،اهمیت و منزلت نماز

دراسلام نماز از جایگاه،اهمیت ومنزلت بسیار رفیع و والایی برخورداراست وموضوعی مهمتر ازنمازوجود ندارد.درقرآن بیش ازصد آیه در مورد نماز و مسایل مربوط به آن می باشد.در سیره نبوی و اهل بیت (علیه سلام)نیز هیچ مسئله ای به اندازه نماز دارای اهمیت و سفارش نمی باشد.برای تبیین اهمیت نماز به چند محور باید توجه کرد:

1.نماز،منشورهمه ادیان الهی

2.اهمیت نماز از منظر پیامبر(صلوات الله علیه واله )

3.حالات اولیاء وبزرگان دین در نماز

4.واجب بودن نماز در همه حالات

1. نماز،منشورهمه ادیان الهی:

از زمان حضرت آدم (علیه سلام) آغازمی شود و دراسلام به عا لی ترین نقطه میرسد و در تمام ادیان الهی به عنوان نخستین عبادت محسوب شده وتمامی انبیاء به آن تا کید کرده اند وواجب میباشد.در سوره های ابراهیم آیه 40، مریم 55، لقمان 17، طه14، مریم 41، عنکبوت 45 سفارش نماز از پیامبران داشتیم.

2.اهمیت نماز از منظر پیامبر(صلوات الله علیه واله ):

پیامبر اکرم (صلوات الله علیه واله ) می فرماید: نماز پرچم اسلام ، کلید بهشت، میزان سنجش اعما ل، بهترین و محبوب ترین اعما ل نزد خداوند، معراج مومن، زینت اسلام، جواز عبور از صراط، سلاح مومن علیه کافر، نور چشم من و بالا ترین جهاد و هجرت می باشد.

در روایت دیگر:جایگاه نماز در دین همانند جایگاه سر در بدن است."نهج الفصاحه”

در روایت دیگر: نماز برترین واجبات بعد از شناخت خداوند است و اولین چیزی است که در روز قیامت، بنده بر آن محاسبه می شود.اگر آن پذیرفته شود سایر اعمال نیز پذیرفته می شود واگر پذیرفته نشود،  سایر اعمال نیز پذیرفته نمی شود."ره توشه محمد مصباح یزدی”

3.حالات اولیاء وبزرگان دین در نماز:

رسول اکرم (صلوات الله علیه واله ) هر گاه وقت نماز فرا می رسید،گویا کسی را نمی شناسد و حال معنوی خاصی پیدا می کرد.و می فرمود: گرسنه از غذا سیر و تشنه از آب سیراب می شود و من از نماز سیر نمی شوم.  “اسرار نماز قرائتی”

حضرت علی (علیه سلام) هنگامی که وقت نماز می شد،می لرزید و رنگ به رنگ می شد؛به آن حضرت عرض می کردند: این چه حالتی است؟ می فرمود: وقت ادای امانت رسیده آن امانتی که خداوند بر آسمان وزمین عرضه کرد ونپذیرفتند.نمی دانم آیا می توانم به خوبی آن را ادا کنم یا خیر؟   “بحار الانوار ج81″

ابو ایوب می گوید: امام باقر(علیه سلام) وامام صادق(علیه سلام) هر وقت به نماز می ایستادند،رنگ آنان گاهی سرخ می شد وگاهی زرد گویا آنان آنچه را می خواندند با چشم می دیدند.

“بحار الانوار ج81″

امام حسین (علیه سلام) آنقدر نماز در نزدش عزیز و محبوب بود که در شب عاشورا به حضرت ابوالفضل(علیه سلام) فرمود: امشب را به من مهلت بدهند برای اینکه خدای سبحان می داند؛ انی احب الصلوه  و حضرت در ظهر عاشورا در اوج جنگ و تیر باران دشمن ، به نمار ایستاد و فضای دشت کربلا را به عطر دلنواز نماز معطر ساخت.

پیامبر اکرم (صلوات الله علیه واله ) می فرماید: دخترم فاطمه(سلام الله علیها ) سیده و خانم زنان جهان هنگامی که در محراب نمازش در مقابل پروردگارش می ایستاد نوری برای ملاِِئکه آسمان می درخشید همان  طور که  نور ستارگان  آسمان  برای اهل  زمین  می درخشد و خداوند عز و جل  به

ملائکه اش می فرماید: ای ملائکه ما ببینید که کنیزم فاطمه(سلام الله علیها ) خانم کنیزان من ، در حالی که در مقابل من ایستاده بدنش از ترس  می لرزد با حضور قلب به عبادت کردن من روی آورده است.شما را شاهد می گیرم که من پیروان او را از آتش جهنم در امان نگه می دارم. “بحار الانوار23″

نماز سید الساجدین از عجایب برنامه های روزگار است:

آن حضرت در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند.چون وقت نماز می رسید بدنش می لرزید و رنگش زرد می شد.چون به قرائت مالک یوم الدین می رسید آنقدر تکرار میکرد که نزدیک بود قالب تهی کند .   ” نماز چهارده معصوم “

آری ، همانگونه که ماهی ها از شنا کردن خسته نمی شوند اولیاء خداوند نیز از عبادت و نماز خسته و ملول نمی شوند ، بلکه با هر عبادتی شوق و علاقه بیشتر جهت عبودیت و نیایش به درگاه خداوند می یابند .

حالت های عرفانی امام خمینی ره :

یکی از نوه های امام نقل می کند که  : اوایل جنگ بود ناگهان صدای ضد هوایی به گوش ما رسید و چون تا آن روز با صدای ضد هوایی آشنایی نداشتیم ، احساس کردیم که هر صدایی به منزله انفجار بمب است و سراسیمه به اتاق امام خمینی رفتیم ولی امام در ایوان اتاق مشغول نماز خواندن و عبادت بودند . گویی اصلا صدایی نشنیده بودند و اصلا متوجه ورود ما به آنجا نشدند و ما با دیدن این منظره احساس آرامش پیدا کردیم .

4.واجب بودن نماز در همه حالات:

نمازتنها واجبی است که در هر شرایطی بایدآن را  انجام داد . در حال نشسته و خوابیده ، توقف و حرکت ، سلامت و بیماری ، غرق شدن…ودر هیچ صورتی از شخص مکلف ساقط نمی شود در صورتی که سایر واجبات الهی در شرایط خاص از مکلف ساقط می شود .

خلاصه فلسفه ، اسرار و آثار نماز

نماز چیست ؟ پیامبر اکرم ( ص ) می فرماید : اگر بدانی که نماز چیست و با چه کسی نجوا و مناجات می کنی خسته نشده و به این سو و آن سو ملتفت نمی شوی و نماز را به اتمام نمی رسانی .   “بحار الانوار ج 82 “

1 – نماز و نیاز : یکی از دلایل عبادت و بندگی خدا احساس نیاز و وابستگی محض انسان به خداوندبی نیاز مطلق است . این بندگی سود است برای انسان و مایه عزت ، سعادت و خوشبختی خود انسان است .

مثال: اگر معلم به  شاگردش  می گوید  درس  بخوانید نفع  این درس  خواندن به خود آنان  برمی گردد و برای معلم سودی ندارد .

2- نماز میثاق با خدا و تشکر از اوست : نماز علاوه بر آنکه میثاق با معبود است بهترین شکرگزاری از ولی نعمت است . در سوره کوثر می خوانیم که خداوند فرمود : ما به تو کوثر دادیم ، خیر زیاد عطا کردیم ؛ پس نماز بخوان یعنی به شکرانه ی عطایای ما نماز به پا دار .

روزی پیامبر اکرم ( ص ) به همراه عده ای از اصحاب خود از جایی عبور می کردند ناگهان سگی شروع به پارس کردن نمود . پیامبر(صلوات الله علیه واله ) فرمود : آیا فهمیدید این سگ چه گفت؟ اصحاب گفتند : خیر ! پیامبر فرمود : این حیوان گفت ای پیامبر خدا من همیشه خدای مهربان را شکر می کنم . بهره من در این جهان خلقت این شد که سگ شوم .اگر انسان بی نماز بودم چه می کردم.

3 – نماز سرود یکتا پرستی : نماز باید روح ما را در برابر عوامل شرک زا و آلوده کننده ای که در زندگی روزمره با آن سروکار داریم پاک و یکتا پرست نگه دارد .

امام حسن مجتبی (علیه سلام) می فرماید : ای آدمیزاد که پروردگارت با تو به خلوت نشسته چه کسی مثل توست ؟هر گاه بخواهی بر او درآیی ،وضو می سازی و در برابرش می ایستی.او میان تو و خودش حجابی قرار نداده تا از غم ها و تنگدستی هایت به پیشگاه او شکوه ببری و نیازهایت را از او بخواهی و در کارهایت از او مدد جویی .

4 – نماز زنگ بیداری : یک هشداردرشب وروزمی باشد که شبی گذشت وروزی شروع می شود.

5 – نماز پاسخی به حس پرستش : پرستش جزیی از وجود و کشش فطری انسان است . گاهی در مسیر صحیح قرار می گیرد و انسان را به خدا پرستی می رساند و گاهی در مسیر جهل یا انحرافات که به پرستش سنگ ، چوب و … می کشاند . انبیاء برای ایجاد حس پرستش نیامدند بلکه بعثت آنان برای هدایت این غریزه فطری به مسیر درست است .

6 – نماز مایه آرامش دل :  یکی از آثار نماز ، آرامش روح و دور شدن از هرگونه دغدغه و نگرانی است . دیل کارنگی روانشناس مشهور غرب می نویسد : در آمریکا بطور متوسط در هر 35 دقیقه یک نفر خودکشی می کند و در هر دقیقه یک نفر دیوانه می شود . اگر این مردم از تسکین خاطر و آرامش که دین و عبادت به آدمی می بخشد ، نصیبی داشتند ممکن بود از اغلب این خودکشی ها و بیماریها جلوگیری شود . (( رحیم کارگر – نشر روح ))

هنری لنگ روانشناس معروف انگلیسی پس از تحقیقات بالینی بر روی بیش از ده هزار نفر افسرده ، مجرم و تبهکاراین گونه می نویسد :

اینک به خوبی اهمیت دینی را در زندگی انسان درک می کنم و از میان تمامی آزمایشات ، این نتیجه را دریافتم که هر کس به دین و اعتقاد دینی گردن سپارد یا با عبادتکده ای در ارتباط باشد از شخصیت انسانی والا برخوردار است . و در مقایسه با آن کس که ایمانی ندارد و با عبادتی در تماس نیست کرامت خاصی دارد .

(( رضوان طلب – محمد رضا  پرستش آگاهانه چاپ دوم ))

7 – نماز محو کننده خودبینی و تکبر :  کسی که به این صفت رذیله مبتلا شود ، سلامت جان و راحتی زندگی از او سلب می شود و دائم در بحران روحی است .

8 - نماز بازدارنده انسان از گناه :  ان الصلوه تنهی عن الفحشاء والمنکر .   (عنکبوت 45 )

نمازگزاز واقعی از ارتکاب اعمال زشت خودداری می کند ، دروغ نمی گوید ، غیبت نمی کند ، حقوق دیگران را پایمال نمی کند و به جان و مال و ناموس مردم خیانت نمی کند . هر چه گرایش انسان به خدا و معنویت بیشتر شود ظلم و ستم و گناه کاهش پیدا می کند .

9 – نماز کلید حل مشکلات :  واستعینو بالصبر و الصلوه

ابوعلی سینا برای حل مسایل دشوار دو رکعت نماز می خواند و گره از کارش باز می شد .

10 – نماز کلید خوشبختی : پیامبر (صلوات الله علیه واله ) فرمود : خوشبخترین مردم در نظر من مومنی است که متعلقاتش کم و از نماز بهره مند باشد .

11 – نماز بزرگترین عامل تربیت :

12 – نماز عامل بهداشت و سلامت جسم :

چگونگی نماز

متاسفانه نماز در جامعه ی اسلامی به عنوان (( خیرالعمل )) جایگاه ، اهمیت و منزلت خود را آنگونه که شایسته است ، بازنیافته است . کافی است هنگام بانگ اذان نظری به کوچه و بازار ، فروشگاه ها ، خیابان ها ، رستوران ها و … بیفکنیم و ببینیم که نسبت جمعیت رها شده در این مکان ها در مقایسه با آنچه در صفوف نماز جماعت مساجد در حال انجام این فریضه ی الهی هستند چگونه است . چرا ؟

برای تبین چگونگی نماز بر اساس ایات و روایات ، یک نماز خوب ، مقبول و واقعی دارای شرایط و ویژگی هایی است که عبارتند از :

1 – نماز باید خالصانه باشد .

2– نماز باید خاشعانه و با خضوع باشد .

3 – نماز باید عاشقانه باشد .

4 – نماز باید عالمانه و آگاهانه باشد .

5 – نماز باید بموقع خوانده شود .

6 – نماز باید با حضور قلب باشد .

7 – نماز باید حتی الامکان با جماعت خوانده شود .

1– اخلاص – اینکه انسان عمل خود را فقط به قصد انجام فرمان الهی و جلب رضایت او انجام دهد . اگر نیت نماز درست باشد گوهری قیمتی خواهد شد که انسان را به اوج تقرب الهی می رساند و اگرهم نیت فاسد باشد همان گوهر تبدیل به عنصری مضرومخرب می شود
و صاحب عمل را تا به جهنم می کشاند . (( سوره بینه – آیه 5 ))

نقطه مقابل اخلاص ” ریا ” می باشد . ریا نوعی شرک است .

داستان : بهلول گروهی را دید که مسجدی می سازند و ادعا می کنند که کارشان برای خداست . او بر سنگی نوشت بانی این مسجد بهلول است و آن را شبانه بر سر در مسجد نصب کرد . روز بعد کارگران سنگ را دیدند و به هارون الرشید ماجرا را گفتند . او بهلول را حاضر کرد و پرسید : چرا مسجدی را که من می سازم به نام خودت کرده ای ؟ بهلول گفت : اگر تو مسجد را برای رضای خدا می سازی بگذار نام من بر آن باشد خدا که می داند بانی مسجد کیست او که در پاسخ دادن اشتباه نمی کند . بهلول با این حرکت به هارون الرشید فهماند که کارش خالصانه و به قصد قربت نیست . (( کتاب آشنایی با چیستی ، چرایی و چگونگی نماز – مقاومت بسیج ص 88 ))

2- نمازباید خاشعانه باشد : خشوع یعنی خاکساری ، توجه محض به خداوند .

بعضی ها در نماز حواسشان پرت است و با سر و دست و لباس خود بازی می کنند به این طرف و آن طرف نگاه می کنند حرف دیگران را گوش می کنند و توجه قلبی ندارند . اینها همه نشانه این است که خشوع ندارند .

پیامبر (صلوات الله علیه واله ) شخصی را در ضمن نماز دید که با دستهای خود بازی می کرد فرمود :

اگر قلب او خاشع بود ، اندامهایش نیز خاشع می شدند زیرا قلب سلطان اعضای تن است و چون قلب خاشع نیست و بازی می کند دست و پا و سایر اندام های بدن در حال بازی هستند و خشوع ندارند . ( سفینة البحار ج3 )

برای اینکه در نماز خشوع پیدا شود باید به نکات ذیل توجه شود :

الف )  توجه به بزرگی و عظمت خداوند .

ب )  خوف از خدا به سبب گناهان و معاصی .

داستان : مردی با اهل خانه اش به مسافرت دریا می رفتند و در وسط دریا طوفانی پیش آمد که کشتی غرق شد و تمام سرنشینان آن کشتی مردند به غیر از آن زن که توسط تکه چوبی به ساحل یک جزیره آمد . در آن جزیره مردی که دزد دریایی بود زندگی می کرد و وقتی که زن به نزد او رفت ، آن مرد بدجنس تعجب کرد و گفت تو از جنی یا انسی . گفت من از انس هستم و ماجرای خودش را تعریف کرد . مرد فاسد خواست که به او نزدیک شود آن زن از ترس به خود می لرزید و دوری می کرد . مرد پرسید ای زن از چه می ترسی ؟ آن زن به آسمان اشاره کرد و فهماند که از خدا می ترسد . مرد گفت چطور ! مگر تا به حال از این کارها نکرده ای گفت نه تا به حال از این گناه ها مرتکب نشده ام . مرد گفت : پس برای چه آنقدر می ترسی . گفت چون خدا می بیند و من خوف از خدا دارم . مرد ناگهان به خودش آمد و به فکر فرو رفت و زن را رها کرد و پیش خود گفت من که این همه از این کارها کرده ام چرا مثل این زن نیستم و خوف از خدا ندارم در حالی که این زن تا به حال این کاررا انجام نداده ، ترسان است . و همین امر باعث شد که او توبه کند و با اولین کشتی که به جزیره آمد رفت تا به خانه و زندگی خودش برگردد . دربین راه با مرد مومنی آشنا شد و وقتی از کشتی پیاده شدند مجبور بودند مسافتی را با هم طی کنند و همسفر شوند . آن مرد بین راه نماز می خواند و دعا می کرد و با خدا راز و نیاز می کرد و هوا هم خیلی گرم و سوزان بود . مرد مومن به آن مرد گفت بیا با هم دعا کنیم که خداوند ابری را برایمان سایه بان کند تا زیاد اذیت نشویم . مرد گفت من دعا بلد نیستم و تا بحال دعا نکرده ام . مرد مومن گفت پس من دعا می کنم تو آمین بگو. گفت : بسیار خوب .

آن مرد مومن دعا کرد و آن یکی آمین گفت و ناگهان ابری ظاهر شد و مرد تعجب کرد که چقدر سریع دعایشان مستجاب شد . مقداری از راه را با هم آمدند و به یک دوراهی رسیدند که مجبور بودند از هم جدا شوند . وهنگامی که مرد مومن راهش را جدا کرد خیال کرد که ابر از سر او عبور می کند ولی دید که ابر از بالای سر آن مرد گذشت و همراه او شد . برگشت و به آن مرد گفت : عجیب است تو که می گفتی تا بحال با خدا نبودی پس چطور است که این ابر بالای سر تو آمده این نشان می دهد که با دعای تو این ابر بوجود آمده است نه با دعای من !  ماجرا را تعریف کرد و آن مرد مومن گفت : آفرین بر تو . تو کاری کردی که هر کس نمی تواند و به پاس این عمل تو ، خداوند این مقام را به تو داده است . پس نتیجه اینکه هر کس از خدا ترسان باشد و عملی را که گناه است ، انجام ندهد خداوند به او این مقام را می دهد که دعایش مستجاب شود . (( اصول کافی ))

ج ) توجه به صفات جمال الهی

3-  نماز باید عاشقانه باشد .

4– نماز باید عالمانه و آگاهانه باشد .

5–  نماز باید بموقع خوانده شود .

داستان :  یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی را برای کار استخدام کرده بود . کارگران بنا به وظیفه شرعی ، هنگام اذان که می شد برای خواندن نماز از کار دست می کشیدند . یک روز مهندس به آنها اخطار کرد که اگر هنگاه کار نماز بخوانند ، آخر ماه از حقوقشان کسر می شود . افرادی که ایمانشان ضعیف و سست بود ، نماز را به آخر وقت موکول نمودند . اما عده ای بدون ترس از کم شدن حقوق همچنان در اول وقت نماز ظهر و عصرشان را اقامه می کردند . آخر ماه مهندس به آنان که نمازشان را در اول وقت خوانده بودند بیشتر از حقوق عادی پرداخت می کند . کسانی که نماز خود را بعد از اتمام کار می خواندند اعتراض کردند که چرا حقوق آنها را زیاد تر داده است ؟ مهندس گفت : اهمیت دادن آنها به نماز اول وقت و صرف نظر کردن از کسر حقوق ، نشانگر آن است که ایمان آنها از شما بیشتر است و این قبیل آدمها هرگز در کار خیانت نمی کنند همچنان که به نماز خود خیانت نکردند . ( سید حسن موسوی خراسانی – نماز نیاز من )

6- نماز باید با حضورقلب باشد.هر چیزی روح و جسم دارد.روح نماز در حضور قلب است.برای اینکه در نماز حضور قلب داشته باشیم لازم است گام هایی را طی کنیم:

1- در حین نماز توجه به معانی نماز داشته باشیم.

2-توجه به اینکه در مقابل چه کسی ایستاده ای و عظمتش را درک کنیم.

3-اینکه فکر کنیم آخرین نمازی است که می خوانیم.و………

-7 نماز باید حتی الامکان با جماعت خوانده شود .

«پیامبراکرم(صلی الله علیه واله وسلم)فرمود:یک نماز با جماعت، بهتر از چهل سال نماز فرادا در خانه است.پرسیدندآیا یک روز نماز؟ فرمود:بلکه یک نماز.»مستدرک الوسائل/ج6/   ص466

وحدت امت اسلامی از مسائلی است که اسلام به آن اهمیت بسیاری داده است وبرای حفظ و ادامه آن،برنامه هایی ویژه ای داردکه یکی از آنها نماز جماعت است.

والسلام علیکم…..

 

 نظر دهید »

عوامل حضور قلب در نماز

24 مهر 1395 توسط آشنا

عوامل حضور قلب در نماز

قرآن كریم یكی از ویژگی های انسان های مؤمن و رستگار را خشوع آنان در نماز دانسته و می فرماید: (( به راستی كه مؤمنان پیروز و رستگار شدند، آنان كه در نماز خشوع می كنند.))

خشوع یعنی تواضع، اظهار ادب و بندگی و توجه قلبی و حضور انسان در پیشگاه خداوند با تمام وجود. نماز گزار واقعی كسی است كه به هنگام نماز چنان غرق در تفكر و حضور پروردگار و به راز و نیاز مشغول است كه ذره ای از دل خود را برای غیر خدا و امور مادی خالی نمی گذارد.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مردی را دید كه درحال نماز با ریش خود بازی می كرد، آن حضرت فرمود: (( اگر قلب او خاشع بود، اعضا و اندام او نیز چنین بودند.))

میزان اثر بخش بودن نماز و پذیرش آن، به میزان خشوع و حضور قلب انسان بستگی دارد؛ از این رو امام باقر(علیه السّلام) می فرماید: (( با تمام وجود نماز بخوان، چرا كه در مقابل آن مقدار از نماز پاداش داده خواهی شد كه با حضور قلب انجام می دهی.))

عوامل مختلفی برای ایجاد حضور قلب در نماز وجود دارد كه برخی از آن ها را یادآور می شویم:

 نظر دهید »

ماز

24 مهر 1395 توسط آشنا

چند شعردرمورد نماز

هنگام نماز

برخيز به هنگام ، كه هنگام نماز است

صبح است و در رحمت حق ، بر همه باز است

گلبانگ اذان برشنو از خانه الله

آواي فرشته است كه در راز و نياز است

از قله سرگشتگي خويش فرود آي

سر نِه به سر سجده كه معراج نماز است

كوتاه كن اين قصه وازرنگ تعلق

گريز و مگو راه به الله دراز است

الحمدسفيري است سفرسازوخوش آهنگ

تا بارگه دوست كه او بنده نواز است

جواد محدثی

 نظر دهید »

مسابقه کتابخوانی

05 مهر 1395 توسط آشنا

حسين (ع) چراغ هدايت و كشتي نجات است. پيامبر اكرم (ص)
دوستان عزیز کوثر بلاگی
سلام عليكم
اين نورهدايت گاه و بيگاه با غبار شبهات پوشيده و موجب غفلت ما از مسير هدايت مي شود.براي آگاهي بيشتر از حقيقت قيام عاشورا و پاسخ به پرسشهاي حواشي اين نهضت مقدس. كتاب ارزشمند اشكها مي پرسند به قلم حجت الاسلام و المسلمين آقاي هادي قطبي با متني روان به چاپ رسيده است.
در اين اثر برخي از مهمترين پرسشهاي جوانان كه در ذيل آمده به خوبي پاسخ داده شده است.
1 – چرا امام حسن (ع) صلح ولي امام حسين (ع) مبارزه كرد؟
2- عوامل انحراف جامعه در زمان امام حسين (ع) چه بود؟
3- اگر دعوت مردم كوفه نبود آيا امام حسين (ع) قيام مي كرد؟
4- چرا مردم كوفه ثابت قدم نبودند؟
5- معناي برداشتن بيعت در شب عاشورا چه بود؟
اين اثر با بهره گيري از منابع تاريخي و با توجه به مسائل روز نگاشته شده كه با طراحي زيبا توسط انتشارات (بهار دلها) به چاپ رسيده است.همچنين جهت برگزاري مسابقا ت كتابخواني در پايان كتاب 20سوال چهار گزينه اي طراحي شده است.
جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینکهای زیر مراجعه کنید
http://www.baharnashr.ir/index.aspx
http://blog-208.kowsarblog.ir/

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • ...
  • 12
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 78

شب های بی ستاره

Random photo

img-20151208-wa0012.jpgimg-20151208-wa0012.jpg

پخش حرم

آیه قرآن تصادفی

اوقات شرعی

اوقات شرعی

قرآن

آیه قرآن تصادفی
  • تماس