................
تصاویری که این روزها، از نحوه شهادت شهدا توسط تروریستهای ایرانی نوکر موساد منتشر میشوند، مثل چنگالهایی از آهن سخت هستند که دل هر بینندهای را میشکنند.
چگونه ممکن است انسان،در این مرز از وحشیگری و توحش فرو رود؟
چگونه قابل تصور است که چشمانی که میتوانند نور امید را به دیگران بدهند، به جای آن، تاریکی را بپاشند؟
این صحنهها مثل بارانی از سیخهای سوزان بر روی قلب ملت هستند. هر تصویری مثل یک زخمی است که هر بار به آن میاندیشم، دوباره دل را جریحه دار میکند.
اما در این تاریکیها، سخنان رهبری مدظله العالی ،مثل یک شمع روشن هستند که مسیر ما را نشان میدهند. مثل یک جریان آرام از آب زلال در یک روز گرم، این سخنان دل ما را سرد و آرام میکنند. گاهی این سخنان از هزاران مورفین و داروهای آرامش بخش، آرامش بخشتر هستند.
مثل یک دست دوستی که در تاریکی به ما میرسد و میگوید: «نترس، ما با تو هستیم.»
این حکیم فرزانه، مثل یک پدری است که همیشه در کنار ما ایستاده و با دستانی پر از حکمت، ما را از سر راه تاریکیها میکشد.
مثل یک درخت قدیمی که ریشههایش عمیق در زمین اسلامی فرو رفته و سایهاش بر تمام مسلمین گسترش یافته است.
او برای هر یک از ما مثل یک ستاره راهنماست.
مثل یک نوری که در تاریکیهای زندگی، ما را به سوی حقیقت و امید میکشاند و هر بار که سخنانش را میشنویم، مثل یک دوز بسیار بالای دوپامین در جریان خون ما جریان مییابد و دل ما را پر از شور و انگیزه میکند.
زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#اغتشاش_گران