حماسهای دیگر
حماسهای دیگر
آمده بودیم پرشورتر
امروز، مردم زاهدان پرشورتر از هر حضور دیگری حماسه آفریدند. سالها بود که خیابانهای این شهر چنین موجی از انسان، چنین طوفانی از ایمان و غیرت را به خود ندیده بود. امروز، زاهدان تنها یک شهر نبود؛ تپش یک قلب بود، ضربان یک ملت بود، قامت برافراشتهی مردمی که آمده بودند تا بگویند هنوز ایستادهاند، هنوز میدرخشند، هنوز باور دارند.
در کنار همهی دغدغهها، همهی زخمها، همهی سختیها، امروز عشق به ولی فقیه، همچون نخ تسبیحی پنهان اما استوار، دلها را به هم پیوند زده بود. مردم آمده بودند نه از سر عادت، نه از سر تکرار؛ آمده بودند از سر ایمان، از سر غیرت، از سر احساس مسئولیتی که در رگهایشان جاری است. آمده بودند تا بگویند: «ما وارثان حماسهایم و هرگاه لازم باشد، دوباره آن را میآفرینیم.»
امروز زاهدان، صحنهی ایستادن بود؛ صحنهی آنکه پیر و جوان، کودک و خردسال، بلوچ و فارس، زن و مرد، دست در دست هم، یک صدا شدند. گویی تاریخ دوباره ورق خورد و نام این شهر با حروفی درخشان بر صفحهی حماسههای ملی نقش بست.
و این تازه آغاز راه است…
از دل این حضور، امیدی تازه سر برمیآورد؛ امیدی که میگوید هرجا مردم باشند، هرجا دلها یکی شود، هیچ طوفانی توان خاموش کردن این شعله را ندارد. زاهدان امروز، پیامآور فردایی روشنتر است؛ فردایی که در آن، وحدت، ایمان و عشق به آرمانها، مسیر را روشن میکند.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#صبح_روشن
#حماسه_بیست_دو_بهمن
