هنوز باورم نمیشود 😭😭😭😭😭
من گمان میکردم رفتنش ممکن نیست
رفتنش ممکن شد، باورش ممکن نیست😭😭😭😭😭🖤🖤🖤🖤🖤
تا چشم کار میکند جای شما خالی ست💔🖤💔😭😭😭
خداحافظ شهید
سالهای که بر کرسی ریاست مجلس تکیه داده بودید، در نظرم همچون اصلاح طلبانی بودید که پشت ولی فقیه را گاه به گاه خالی میکردند، هرگز دلم با شما صاف نمیشد تا امسال بعد از جنگ دوازده روزه ، از همان زمان که رهبر شهیدم شما را نماینده خودشان در شورای عالی امنیت ملی معرفی کردند کم کم چهره تان برایم قابل تطهیر شد، بخصوص آن سفرتان به لبنان و سخنرانی زیبا و هماهنگتان با زبان بدن، در جنگ رمضان که اینچنین مقتدرانه و زیبا و به جا سخن گفتید و توییتهایتان که چه دلگرم کننده برایمان بود، ما را دلتنگتان میکند و جایتان مانند شهدا چقدر خالی میشود.
هرچند میدانیم که وعده خدا حق است و این پیروزی به زودی زود روزیمان میشود و افرادی همانند شما و باکری ها و سلامی ها، سلیمانی ها و… جایتان را سبز نگه خواهند داشت.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#شهید
#مرقومات_جنگی
مادر امت؛ تکیهگاه ولایت
دهم رمضان، سالروز غروب خورشیدی است که در اوج بینیازی، فقر را به آغوش کشید تا ایمان در پناه سخاوتش قد بکشد، بانویی که شکوه قصرها را به تنگی صخرههای داغ شعب ابیطالب فروخت، امروز در تقویم دلهای ما، نه فقط یک نام، که یک راه است.
آن روزها که محاصره، سفرههای بنیهاشم را به نان خشکی و خرما پیوند زده بود، ایشان میان ریگهای گداخته میایستاد و ثروتی را که روزی کاروانهای عظیمی را جابجا میکرد، صرف لبخند یتیمان و بقای آیین نوپای اسلام میکرد. او والاترین الگوی مقاومت مؤمنانه است؛ زنی که نشان داد ریشههای باور را نمیتوان با اهرم تحریم و فشار معیشت خشکاند.
امروز نیز، در تلاطم سخت روزگار و در فراز و نشیب تنگناهای اقتصادی، چقدر قلبهایمان به آن آرامش خدیجهوار محتاج است. اگر امروز سفرهها کوچک شده و سایه سنگین دشواریها بر شانهها سنگینی میکند، تاریخ با صدای نجیب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در گوشمان نجوا میکند که؛ عزت، در پس صبوری نهفته است.
ما در «شعب» زمانه خویشیم؛ جایی که همبستگی و همدلی، تنها کلید عبور از زمستان سختیهاست. این بانو عظیم الشان به ما آموخت که در اوج تنگی، دست افتادهای را گرفتن، معجزهای است که برکت را به سفرههای خالی بازمیگرداند. او که نور چشم امام علی (علیه السلام) و تکیهگاه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) بود، امروز تسلای دستان پینهبستهای است که برای لقمهای حلال، صبورانه میجنگند.
چقدر زیباست که در دعای ندبه، نام او را فریاد میزنیم: «این ابن خدیجة الغراء:کجاست فرزند خدیجه ارجمند بزرگوار؟»
این یعنی پیوستگی خون جگرهای خدیجه در مکه، با گریههای امام حسین ( علیه السلام)در کربلا و در نهایت، با ظهور عدالتی که پایانبخش تمام فقرها و رنجهای بشری است.
بانوی مکه! ای که حتی کفن بهشتیات را پیامبر با اشک چشم لمس کرد، در این روزهای سخت، برای دلهای خسته ی ما دعا کن. دعا کن تا در محاصره ی ناملایمات، چون تو، امین باورهایمان بمانیم و از بخشش، نهراسیم.
وفات مادر مهربان امت، حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) تسلیت باد.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#الگوی_مقاومت

پیامی از آستان کریمه (سلام الله علیها)
امروز، در خلوت خانه، وقتی قاب شیشهای تلویزیون پنجرهای شد رو به بارگاه منور حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و زمزمههای ملکوتی جزءخوانی فضای جان را عطرآگین کرد، پیش از نخستین آیات، سخن خطیب حرم بر نکتهای کوتاه اما تکاندهنده درنگ کرد؛ اشارهای به جنگ شناختی.
همان نبرد خاموشی که متأسفانه بخش بزرگی از نسل جوان و هوشمند ما، به دلیل خلاء آگاهی و شاید بر اثر کمفروغی چراغهای اطلاعرسانی در عرصههای فرهنگی، در تلاطم امواجش گرفتار شدهاند.
ایشان به درستی تبیین کردند که این نبرد، حتی از جنگ روانی که همواره سایه به سایه در رکاب آن است، هولناکتر است. اگر در جنگ روانی هدف، سست کردن اراده باشد، در جنگ شناختی هدف، تصرف دستگاه محاسباتی انسان است.
در این کارزار، دشمن نه به خاک ما، که به باور ما شبیخون میزند. او با جادوی رسانه، جای حق و باطل را در ذهن چنان دگرگون میکند که حقیقت، سراب به نظر میرسد؛چنانچه دیدیم و میبینیم امروز با وارونهسازی واقعیتهای تاریخی، چنان از دوران پهلوی بهشت برین میسازند که گویی مردمی که در سال 57 به خیابانها آمدند، از سر خوشی و بیدردی دست به انقلاب زدند! امثال مجاهدین خلق و سلبریتی های دوزاری با سانسور فقر سیستماتیک، وابستگی مطلق سیاسی و خفقان آن دوران، ذهن جوان امروز را به سمتی میبرند که نسبت به ریشههای هویتی و انقلابی خود دچار تردید و حتی پشیمانی شود.
فاجعه آنجاست که در این جنگ، قربانی نه تنها احساس شکست نمیکند، بلکه گمان میبرد به حقیقت دست یافته است! او بیآنکه بداند، به سربازی تبدیل میشود که علیه خانه و کاشانهی خویش میجنگد.
چنانچه که به عین در اتفاقات اخیر و این چند روز در دانشگاه ها دیدیم؛ حتی پس از حوادث و تلاطمهای دیماه امسال، هنوز عدهای سادهانگارانه تصور میکنند که مهرههای سوختهای چون سس خرسی یا وعدههای کلهزرده احمق و سیاستمداران غربی مرهمی بر دردهایشان خواهد بود. این همان تصرف دستگاه محاسباتی است که باعث میشود فرد، دشمن شناسنامهدار ملت خود را به چشم منجی ببیند و آگاهانه در مسیر ویرانی استقلال کشورش گام بردارد.
امروز از پشت همین قاب شیشهای، در امتداد تلاوت آیات نور، آموختم که گاهی ندیدن، از ندیدن رقیب نیست، از غبار روی آینه است. در دنیایی که روایتها را برایمان میبافند، بزرگترین هنر، بصیرت و حفظ استقلال جان است. مبادا در هیاهوی این جنگ بیصدا، عطر حقیقت را گم کنیم. بیدار بمانیم؛ چرا که زیباترین پیروزی، پاسداری از حریم اندیشهای است که با نور خدا و مهر اهلبیت (علیهمالسلام) روشن شده است.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#قاب_رمضان
