یا امام علی (علیه السلام )
سحري به خواب ديدم شَه كشور صفا را
به رخش نظاره كردم مَهِ خوب دلربا را
به ادب زبان گشودم بسرودم اين نوا را
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
سحري به خواب ديدم شَه كشور صفا را
به رخش نظاره كردم مَهِ خوب دلربا را
به ادب زبان گشودم بسرودم اين نوا را
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
زبان حال شـــــ ــــــهـــــــ ـــــدا
گوش دِه یک لحظه بر من بدحجاب
پوشش تو،بوده مُزد انقلاب؟
میکنی بر پای خود شلوار تنگ
این،جوابت بوده بر مردان ِ جنگ؟
موی خود کردی برون از روسری؟
میکنی با ناز و عشوه دلبری؟
گشته ای مانند یک ضرب المثل؟
میکنی از چه دماغت را عمل؟
در خیالت دختری تک میشوی؟
بهر نامحرم،عروسک میشوی؟
داده ام خون،غرق آسایش شوی
در خیابان غرق آرایش شوی؟
داده ام خون،دل شود قاموستان
تا بماند در امان،ناموستان
لحظه ای پس گوش کن بر پند ِ من
کن حیا از خون و از سربند من…
لطفا برای هر کپی برداری یک صلوات بفرستید
جهان با عشق آقا بی نظــــیر است
علـــی،مولا و بر امت امیـــر است
تمـــــــــــــام مردمــــــان شهردانند
فقط حیـــــــدرامیـر المومنین است***
باز در معرکه غـــــوغا شده، مــــــاشاء الله
بند از قلـــــب همه وا شده، مــــــاشاء الله
پشت دشمن چه قَدَر تا شده، مـاشاء الله
علــــــی از دور هویدا شده ، مــــاشاء الله
«هـــا علــــی بشر کیـــــف بشر» می آید
نام حیـــــدر به تو مـــــــولا چه قدر می آید***
هوس نموده دلم توبه بشکنم عشق است
زجام نام علـــی باده می زنم عشق است***
بی خیالِ همه ی لـــــفظِ ” دمت گرمِ ” بشر ،
دَمِ ما تا به ابد ، با دمِ ” حیدر ” گرم است …***
یک لحظه تو را دیدم و دینم به فنا رفت
از بس که تو داری به خداونـد شباهت***
ای ابَر مَردِ همیشه، نفست طوفانی
اســــــدالله تویی فاتح ِ هر میدانی..***
بر در شاه نجـــــف بسیارها کم می شود
رشته حُبّ علـی با خلق محکم می شود
حضرت جبــــــــریل هنگام زیارت در نجـــف
بر در ایوان حیـــــــدر تا کـمر خم می شود***
گفتم که به آهى غــــــــم دل با تو بگویم
پیش تو ولى جز به تماشا چه توان گفت***
هر که بیعت با امیـــــــرالمؤمنین رد کرده ست..
راه رحمت، راه جنت را به خود سد کرده ست..***
برای بندگی ام عشق یک ولی کافیست
برای قلـــب و دلم صوت ینجلی کافیست
تمام هستی خود را به خلـــق میبخشم
برای زندگی من فقط علـــــــی کافیستلطفا برای هر کپی برداری یک صلوات بفرستیدجهان با عشق آقا بی نظــــیر است
علـــی،مولا و بر امت امیـــر است
تمـــــــــــــام مردمــــــان شهردانند
فقط حیـــــــدرامیـر المومنین است***
باز در معرکه غـــــوغا شده، مــــــاشاء الله
بند از قلـــــب همه وا شده، مــــــاشاء الله
پشت دشمن چه قَدَر تا شده، مـاشاء الله
علــــــی از دور هویدا شده ، مــــاشاء الله
«هـــا علــــی بشر کیـــــف بشر» می آید
نام حیـــــدر به تو مـــــــولا چه قدر می آید***
هوس نموده دلم توبه بشکنم عشق است
زجام نام علـــی باده می زنم عشق است***
بی خیالِ همه ی لـــــفظِ ” دمت گرمِ ” بشر ،
دَمِ ما تا به ابد ، با دمِ ” حیدر ” گرم است …***
یک لحظه تو را دیدم و دینم به فنا رفت
از بس که تو داری به خداونـد شباهت***
ای ابَر مَردِ همیشه، نفست طوفانی
اســــــدالله تویی فاتح ِ هر میدانی..***
بر در شاه نجـــــف بسیارها کم می شود
رشته حُبّ علـی با خلق محکم می شود
حضرت جبــــــــریل هنگام زیارت در نجـــف
بر در ایوان حیـــــــدر تا کـمر خم می شود***
گفتم که به آهى غــــــــم دل با تو بگویم
پیش تو ولى جز به تماشا چه توان گفت***
هر که بیعت با امیـــــــرالمؤمنین رد کرده ست..
راه رحمت، راه جنت را به خود سد کرده ست..***
برای بندگی ام عشق یک ولی کافیست
برای قلـــب و دلم صوت ینجلی کافیست
تمام هستی خود را به خلـــق میبخشم
برای زندگی من فقط علـــــــی کافیستلطفا برای هر کپی برداری یک صلوات بفرستید
مرحوم سید محمد سلطان الواعظین شیرازی در سال 1275 شمسی متولد شد.
وی تحصیلات مقدماتی خود را در تهران گذراند و سپس برای تکمیل علم و کمال خویش
به کشورهای عراق، سوریه، فلسطین، اردن، مصر، پاکستان و هندوستان مسافرت نمود
و با گروه های بسیاری از مسلمانان اهل سنّت و نیز یهودیان، مسیحیان،
برهمائیان وعلمای هندو مناظرات متعددی برگزار کرد.
از جمله آن مناظرات، جلسه ای بود که در حضور گاندی برگزار شد
و با پیروزی او به اتمام رسید و در جراید هند به چاپ رسید.
پس از آن سید به دعوت علیشاه نقوی و محمد سرور خان برای یک سخنرانی عمومی
با موضوع «اثبات امامت»، به سیالکوت در هند و از آنجا به “پیشاور” در پاکستان رفت.
در آنجا با چند تن از علمای اهل سنت در رابطه با عقاید دو مذهب تشیع و تسنن به مناظره می پردازد. جلسات مناظره تا 10 شب ادامه می یابد که گاه تا شش ساعت و گاه تا طلوع فجربه به طول می انجامد.
این جلسات که با حضور چهار خبرنگار و حدود دویست مستمع شیعه و سنی برگزار می گردد،
از اهمیت ویژه ای برخوردار گشته و گزارش آن هر روز صبح در جراید منتشر می شود.
بعدها گزارش این مناظرات که منجر به استبصار و شیعه شدن چند تن از علمای روشن ضمیر اهل سنت و گروه زیادی از حاضران مجلس و خوانندگان نشریات شد،
در کتابی به نام «شب های پیشاور» به چاپ رسید.
سرانجام سلطان الواعظین شیرازی در هجدهم مهر 1350 شمسی در 75 سالگی در تهران درگذشت و با تشییع با شکوهی در مقبره ابوحسین در شهر قم به خاک سپرده شد.
منبع: تبیان
سرانجام دشمنان امام حسین(علیه السلام)
نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن
ذیالجوشن
نقشآفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(علیه السلام) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقشآفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(علیه السلام) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایتها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(علیه السلام) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندانهای مبارک امام حسین(علیه السلام) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(علیه السلام) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
این شماره حرم امام رضا که میتونید با امام رضا درد و دل کنید.
05112003334
ﮐﺴﯽ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺷﺎﻩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﺑﺸﯿﻨﻪ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﻩ ،
ﺍﻣﺎ ﻃﯿﺐ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ …!؟
ﮔﻨﺪﻩ ﻻﺕ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ.
ﺷﺎﻩ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﻪ ،
می گفت:ﻃﯿﺐ …
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﺎﻩ گفت:
ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﭘﻮﻝ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ ،
ﺑﺮﻭ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺭﻭ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻦ …
ﮔﻔﺖ:ﮐﺠﺎﺳﺖ؟
ﻃﺮﻑ ﮐﯿﻪ؟
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ:
ﻓﻼﻥ ﺟﺎ …
ﺳﯿﺪ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻠﻪ ﺧﻤﯿﻨﯽ …
ﻃﯿﺐ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩ !؟
ﮔﻔﺖ:
ﮐﯽ؟
ﮔﻔﺘﯽ ﺳﯿﺪه !؟
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ …
ﮔﻔﺖ:ﻧﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ !!!
ﻣﺎ ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ(ﺱ ) ﺩﺭ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﯿﻢ …!
( ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ )
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ:
ﻫﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ،
ﻧﺎخنات ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻢ ،
میدم ﺗﯿﮑﻪ تیکه ات کنن …
ﮔﻔﺖ:ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ میخوای ﺑﮑﻦ ،
ﻣﻦ ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ(ﺱ ) ﺩﺭ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﻢ …
ﺍنقدر شکنجه اش کردند …
که ﻃﯿﺐ سینه سپر ،
ﺷﺪ ﻧﯽ ﻗﻠﯿﻮﻥ …
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺍعدﺍﻣﺶ ﮐﻨﻦ ،
ﯾﮑﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ:
ﻃﯿﺐ ﭘﯿﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؟
ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻮ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻢ ،
ﻓﻘﻂ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯿﻦ:
ﻃﯿﺐ ﮔﻔﺖ ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺷﻔﺎﻋﺘﻢ ﮐﻦ …
ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺎﻣﺸﻮ ﭘﯿﺶ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﮔﻔﺖ:
ﺍﻭﻥ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻣﻦ ﻭ امثال ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﻩ ،
ﺍﻭﻥ ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺍﻣﺖ ﻣﻨﻮ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ …!
ﺍﯾﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ طیب ۶۰ ﺳﺎﻝ ﻧﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﻧﺪ ﻧﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺮﻓﺖ ،
ﻓﻘﻂ ﺍﺩﺏ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ (ﺱ) …
” که شد حر انقلاب “
ﻫﻤﯿﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻃﻠﺒﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻗﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ی ۶۰ ﺳﺎﻟﺸﻮ ﻗﻀﺎ کردن …
معرفت که داشته باشی ،
حتی اگه بد باشی ،
بالاخره یه روز بر می گردی …
میشکفی …
پر می کشی …
و اوج می گیری …بله مردی ومردانگی زمان ومکان نمیشناسه ، فرقی نمیکنه مخالف باشی ،موافق باشی ،فقط مهم اینه که جوهرش داشته باشی،
” درست مثل شهید طیب حاج رضایی