کـــــاش؛
کـــســــی یــــاد مـــعــلـــمهـایـمــان مـیداد…
اول مـهـری
شـغــل پـدرهـا را نـپــرسـنـد؛
وقـتـی هـنـوز احـتـرام بـه هـمـه ی شـغـلهـا را؛
و افتخـار بـه همه ی پـدرها را ،یاد دانش آموزانشان ندادهاند!
حـالا قصه ی چشمان یـتـیـمی که نـم می خـورد، بـمانـد…
گــاه من بودم دلیـلِ زخمِ تـــو
لیک میرنجم هنوز از اخم تـــو
شاهزاده ی تمام زندگیِ من، عاشقانه به تو تعلق دارم پِـــدَرم
” بـــابـــا “
بابا یعنی قشنگترین کلمه دنیا
که هیچ مترادفی نمیتونی براش پیدا کنی !
موضوع انشاء : خوشبختی
ــــــــــــــــ بـه نام خــــدا ـــــــــــــــــ
خــــوش بختــــی یعنــــی قلــــب پــــدرت بتپــــد………..
ــــــــــــــــــــ پــــایــــان ــــــــــــــــــ
پدرم که خونه نیست
خونه خیلی سوت و کوره .
خدایـــا !!!
به بزرگیـــــت قســـم…..
توعکس های دست جمعی….
جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار…..
آمیـــــن
وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده ! وقتي داره صورتش رو اصلاح ميکنه و دستش ميلرزه ، ميفهمي پير شده ! وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه… و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري