آزادی بی مهار، ماری در آستین
«آزادیِ بیمهار؛ ماری در آستین»
پنج ماه پس از خاموشی آتش جنگ، شعلههای اغتشاشات چون آتشی زیر خاکستر سر برآوردند؛ نه از روشناییِ آگاهی، بلکه از دامهایی که در فضای مجازی گسترده شد. جوانان خام، همچون پرندگان بیپر، در برابر شکارچیان آموزشدیده گرفتار شدند و نخهای این فریب، از آن سوی مرزها کشیده میشد.
هیچکس از قفس و محدودیت خوشش نمیآید، همانطور که هیچکس از دریای بیکرانِ طوفانی که کشتی آرامش را غرق میکند، دل خوش ندارد. آزادی نعمتی بزرگ است، اما اگر افسار نداشته باشد، به جای باغی سرسبز، به بیابانی بیپناه بدل میشود. آزادیی که به دست دشمنان اداره شود، همانند پرورش ماری در آستین است؛ خطری که دیر یا زود به جان صاحبش میافتد.
وقتی سکان فضای مجازی در دست شما نیست و دشمن بر آن سوار است، رفع فیلترینگ چیزی جز گشودن پنجرهای برای جاسوسی او نیست؛ خیانتی آشکار که آیندهی یک ملت را به بهای هوسهای زودگذر میفروشد. این همان لحظهای است که بیتدبیری، جامهی خیانت بر تن میکند.
رفع فیلتر بیحساب، نه نشانهی شجاعت، بلکه همانند بازی کودکانهای است که تنها به شیرینی لحظه میاندیشد و فردا را قربانی امروز میکند. جامعهای که فردای فرزندانش را میخواهد، باید میان آزادی و امنیت پلی از عقلانیت بسازد؛ پلی که نه از دیوارهای سخت محدودیت، و نه از پرتگاههای بیپروایی، بلکه از مصالح خرد و تدبیر ساخته شده باشد.
زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#فیلترینگ
#نفوذ_دشمن
