ناخدای تدبیر
«ناخدای تدبیر؛ فراتر از تلاطمهای اجرایی»
آیا تا به حال به این فکر کردهایم که در تلاطم یک اقیانوس، تفاوت میان «ناخدا» و «خدمهی عرشه» چیست؟
اصل 110 قانون اساسی، شناسنامهی وظایف کسی است که بر بلندای دیدهبانی ایستاده تا مسیر کلی حرکت کشتی ایران را در طوفانهای جهانی گم نکند. او نه مسئول جزییات روزمرهی اجرایی، که «معمار اقتدار» است.
بیایید با غرور، نگاهی به این مرزبندی هوشمندانه بیندازیم؛ او «سد نفوذناپذیر» است: وقتی تمام دنیا علیه ما صفآرایی میکنند، فرماندهی کل نیروهای مسلح و اعلام جنگ و صلح، وظیفهای است که امنیت خواب شبانهی ما را تضمین میکند. این همانجایی است که اقتدار ایران، لرزه بر اندام دشمن میاندازد.
او «فصلالخطاب بنبستها»ست: وقتی قوای سهگانه در روابطشان به گره میخورند یا معضلی از راه عادی حل نمیشود، سرانگشت تدبیر اوست که گرهگشایی میکند تا چرخهای کشور از حرکت نایستد.
او «ناظر امین» است: تعیین سیاستهای کلی، یعنی ریلگذاری مسیر؛ اما حرکت قطار و کیفیت پذیرایی در آن، بر عهدهی کسانی است که ما با رأی خود انتخاب میکنیم.
زیبایی اصل 110 در این است: رهبری، ستون استواری است که خیمه را برپا نگه داشته تا بادهای مخالف آن را نبرند، اما هر کسی در این خیمه، وظیفهای دارد. او با «تنظیم روابط قوا» و «نظارت عالیه»، ضامن بقای نظام است، نه مجری جزییات.
بیایید به داشتن چنین ساختار منسجمی افتخار کنیم؛ جایی که «اقتدار» برای دفاع از مرزهاست، «تدبیر» برای گرهگشایی از بنبستها و «عفو» برای بخشش فرزندان.
ایران ما، با این میثاق قانونی، بر قلههای عزت ایستاده است. آگاهی، اولین قدم برای عشق ورزیدن به وطن است.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#روشنگری
#وظایف_رهبری