جایی که وجدان گم میشود
27 بهمن 1404
سایههای جزیره: جایی که وجدان گم شد
جزیرهی اپستین فراتر از یک خشکی در میان آب، «تبعیدگاه انسانیت» بود. نامهایی که در لیست پروازهای آن جت کذایی ثبت شدهاند، تنها مسافر نبودند؛ آنها معماران سکوتی بودند که با ثروت، دهان حقیقت را دوختند.
در دنیایی که نخبگانش تماشاگر سقوط اخلاق باشند، آن جزیره صخرهای بود که موجهای عدالت بر آن درهم شکست. اما حقیقت، برخلاف ساکنان آن جزیره، نیازی به پاسپورت و دعوتنامه ندارد؛ روزی از زیر آوارِ«روابط خاص» بیرون میزند و نشان میدهد که قدرت بدون جدی گرفتن رنج دیگران، تنها یک توهم پرزرقوبرق است.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#جزیره_اپستین
