امتحان دیروز و آثار امروز
یکى از بخش هاى مهمّ زندگانى ابراهیم خلیل(علیه السلام) ـ که بسیار پر رمزو رازست ـ داستان قربانى و سر بریدن فرزندش اسماعیل(علیه السلام) است که خداوند متعال در ضمن آیات 101-108 سوره صافّات به آن پرداخته است. توجّه فرمایید:«(فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلاَم حَلِیم); ما او ]= ابراهیم[ را به نوجوانى بردبار (و صبور) بشارت دادیم».از آنجا که خداوند مى خواهد داستان ذبح اسماعیل(علیه السلام) را بیان کند، و آن حضرت در این امتحان حلم و بردبارى کرد، خداوند به این صفت او اشاره کرده است.«(فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قَالَ یَا بُنَىَّ إِنِّى أَرَى فِى الْمَنَامِ أَنِّى أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِى إِنْ شَاءَ اللهُ مِنَ الصَّابِرِینَ); هنگامى که او به مقام سعى و کوشش (و حدّ رشد) رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى کنم، پس بنگر رأى تو چیست؟ گفت: پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت».اوّل اینکه، از جمله «افعل ما تؤمر» استفاده مى شود که حضرت ابراهیم(علیه السلام)تنها صحنه ذبح اسماعیل(علیه السلام) را در خواب مشاهده نکرد، بلکه در عالم خواب به وى دستور داده شد که فرزندش اسماعیل را ذبح کند. دوم اینکه، خواب انبیا با خواب هاى مردم تفاوت دارد; خواب انبیا حجّت است، امّا خواب هاى مردم حجّیت ندارد. این که فلان کس خواب مى بیند در فلان مکان امامزاده اى دفن شده، و روح آن امامزاده به او دستور داده که به مردم بگوید براى او گنبد و بارگاهى بسازند اعتبارى ندارد. تفاوتى نمى کند که واقعاً چنین خوابى دیده باشد، و یا به اهداف و اغراض مالى و به دست آوردن درآمد و مانند آن، خوابى دروغین ساخته باشد، که از هر دو نمونه کم نیست. در هر حال هیچ یک از خواب هاى مردم حجّت نیست، و منشأ عمل واقع نمى شود. امّا خواب انبیا و پیامبران(علیهم السلام) چنین نیست. خوابى که حضرت ابراهیم(علیه السلام) در مورد ذبح اسماعیل(علیه السلام) مى بیند، خوابى که حضرت یوسف(علیه السلام)مى بیند،(1) خوابى که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در مورد فتح مکّه مى بیند،(2) و خواب دیگر انبیا همه حجّت است. و در حقیقت یکى از مجارى وحى انبیا خواب است، زیرا همان گونه که فرشته در بیدارى بر پیامبران نازل مى شود، در خواب هم نازل مى گردد.سوم اینکه، طبق آنچه در روایات آمده، خواب حضرت ابراهیم(علیه السلام) چند بار تکرار شد.(3) اوّلین بار در صحراى عرفات بود، بار دیگر در صحراى مشعر الحرام خواب دید، سپس در منى همان خواب تکرار شد، تا این که ابراهیم(علیه السلام) مطمئن شد که این یک خواب معمولى نیست، بلکه مأموریّتى الهى است که باید انجام دهد.چهارم اینکه، ابراهیم(علیه السلام) با ذبح اسماعیل(علیه السلام) نهایت ایثار را از خود بروز داد. چون خداوند این فرزند را در سنّ پیرى به او داده، و مدّت ها (حدود 13 سال) از وى دور بوده، و به فرمان خدا با مادرش به تنهایى در صحراى گرم و سوزان مکّه زندگى کرده است. از این طور تمام دلبستگى ابراهیم(علیه السلام) در این دنیا ـ به حسب ظاهر ـ به اسماعیل(علیه السلام) است. امّا اکنون مأموریّت یافته که با دستان خویش سر از بدنش جدا کند. آیا بالاتر از این ایثار تصوّر مى شود؟!پنجم اینکه، نه تنها! ابراهیم خلیل(علیه السلام) تسلیم محض فرمان خدا بود، که همسرش هاجر و فرزند سیزده ساله اش اسماعیل(علیه السلام) نیز آماده پذیرش فرمان الهى بودند. بنابراین وقتى که حضرت ابراهیم(علیه السلام)نظر اسماعیل را در مورد این مأموریّت پرسید، در پاسخ گفت: «هر چه دستور خداست اجرا کن، به خواست خدا صبر خواهم کرد» و هنگامى که اسماعیل(علیه السلام) مأموریّت پدر را براى مادرش بیان کرد، هاجر خطاب به شوهرش گفت: «اى پیامبر خدا! هر چند اسماعیل حاصل تمام عمر من است، ولى در برابر فرمان خدا راهى جز اطاعت و تسلیم نیست. بنابراین، مأموریّتت را انجام بده». بدینسان هر سه نفر آماده انجام فرمان پروردگار شدند.ششم اینکه، ابراهیم خلیل(علیه السلام) دست فرزند دلبندش را گرفت و با هم به سوى قربانگاه حرکت کردند. به جمره اولى (اوّلین ستونى که حجّاج در مناسک حج آن را رمى کنند) که رسیدند شیطان ظاهر شد و شروع به وسوسه حضرت ابراهیم(علیه السلام) کرد و گفت: «این چه کار غیر عاقلانه اى است که مى خواهى انجام دهى؟ این خواب، وحى نبود، بلکه از وسوسه هاى شیطان است». ابراهیم(علیه السلام)هفت سنگ برداشت و به سوى شیطان نشانه گرفت. شیطان دور شد. ابراهیم و اسماعیل مقدارى حرکت کردند. در محلّ جمره دوم، دوباره شیطان ظاهر شد و گفت: «ابراهیم! فردا جواب ملامت ها و سرزنش هاى مردم را چه خواهى داد؟» حضرت دوباره با هفت سنگریزه شیطان را دور کرد، و به حرکت خود ادامه داد. شیطان براى بار سوم در محلّ جمره سوم ظاهر گشت، و گفت: «ابراهیم! تو مى خواهى عمرى را با هاجر زندگى کنى. پس از ذبح اسماعیل چگونه مى توانى به صورت هاجر نگاه کنى؟» حضرت براى بار سوم هفت سنگریزه دیگر به سوى شیطان پرتاب کرد، و هنگامى که شیطان دید وسوسه هاى او در عزم راسخ ابراهیم(علیه السلام)هیچ خللى وارد نمى کند، او را رها کرد و رفت.ابراهیم و اسماعیل(علیهما السلام) به قربانگاه رسیده، آماده انجام فرمان خداوند شدند. امّا هر دو مانند ابر بهار اشک مى ریختند. ابراهیم(علیه السلام) پدر است و عاطفه پدرى دارد، و اسماعیل نوجوان فرزند اوست و محبّت و علاقه فرزندى دارد. و عاطفه و محبّت پدرى و فرزندى منافاتى با انجام فرمان خدا ندارد. دستور خدا را انجام مى دهد، امّا گریه اش را هم مى کند.هفتم اینکه، اسماعیل 13 ساله که تسلیم فرمان پروردگار و آماده انجام مأموریّت پدر شده، خطاب به پدر مى گوید: «پدرجان! ابتدا صورتم را بر روى خاک بگذار، تا چشمانت به چشمانم نیفتد، و عواطف پدرانه ات تحریک نشود; زیرا ممکن است مانع انجام فرمان پروردگار شود. سپس دست هایم را محکم ببند، تا مبادا از خود بى خود گشته و مانع انجام مأموریّتت گردم».(4)همه چیز آماده شده، و تمام مقدّمات فراهم گردیده، و اینک ابراهیم خلیل قصد دارد فرزندش اسماعیل را به خاطر انجام فرمان الهى ذبح کند. بدین منظور، کارد را بر گلوى اسماعیل مى گذارد. امّا هر چه فشار مى دهد، نمى برد! نکند کارد تیز نیست، آن را امتحان مى کند، بسیار تیز و برّان است. دوباره کارد را بر گلوى اسماعیل مى گذارد، ولى این بار هم نمى برد. حضرت خطاب به کارد مى گوید: چرا نمى گذارى فرمان پروردگارم را انجام دهم؟ کارد مى گوید: «الخلیل یأمرنى والجلیل ینهانى; ابراهیم خلیل مرا امر به بریدن مى کند، و خداى ابراهیم از این کار مَنعم مى کند».(5) اینجا بود که فرشته وحى بر حضرت ابراهیم(علیه السلام) نازل شد. توجّه کنید:«(فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ * وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِى الْمُحْسِنِینَ * إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاَءُ الْمُبِینُ * وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْح عَظِیم * وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الاْخِرِینَ); هنگامى که هر دو تسلیم (فرمان الهى) شدند و ابراهیم پیشانى او را بر خاک نهاد، او را ندا دادیم که: اى ابراهیم! آن رؤیا را تحقّق بخشیدى (و آماده قربانى فرزند شدى) ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى دهیم. به یقین این همان امتحان آشکار است. ما قربانى عظیمى را فداى او کردیم، و نام نیک او را در امّت هاى بعد باقى نهادیم».1. سوره یوسف، آیه 4. 2. سوره فتح، آیه 27.3. تفسیر نمونه، ج 19، ص 111.4. تفسیر المیزان، ج 22، ص 155. 5. اطیب البیان، ج 10، ص 231 و ج 11، ص 56 و 178 ; و تفسیر اثنى عشرى، ج 11، ص 143
به (از نظر مسلمان ها عید) قربان نزدیک می شیم من نمی دونم چرا باید تو یه جشن موجودی رو کشت؟ بعضی وقتا به این مساله فکر می کنم که اسلام مانع یک فرهنگ شهرنشینی مطلوب و پیشرفته هست…فرض کنیم مردم سوئد مسلمان بودند اونوقت به جای این کریسمس زیبا و قشنگ(که یه جور جشن تولده)عید قربان رو داشتند و تو جشنشون گوسفند سر می بریدند با اینکار تو روز عید هم بی رحمی بشر رو ثابت می کردند هم خیابونا و کوچه ها می کشوندند….
حکمت و راز بسیاری از عبادت ها برای انجام دهندگان آن ها پوشیده نیست مثلاً نماز ذکر هایی دارد که معنای آن روشن است. رکوع و سجودی که بزرگداشت خدا را تفهیم می کند. تشهد که همراه با اعتراف به وحدانیت حق و رسالت رسول اکرم (ص) است. لیکن از آن جا که حج توحید ناب است، پی بردن به راز مناسک حج دشوار است و اسرار بسیاری از آن ها با عقل بشری قابل تبیین نیست. از این رو تعبد در حج بیش از سایر دستورهای دینی است. چنان که از رسول خدا(ص) نقل شده است که به هنگام لبیک گفتن، به خدا عرض کرد: با رقیت و عبودیت محض لبیک می گویم و مناسک حج را انجام می دهم. ((لبیک بحجه حقا تعبدا ورقا )(1 )
حج آزمایشگاه اخلاص و یک دوره تعبد محض و امتحان صرف است. محرمات حج برای تطهیر قوایی است که گرفتار عصیان و تباهی می شوند.
در مورد مصرف گوشت قربانی قرآن می فرماید:
«فاذا وجبت جنوبها فکلوا منها و اطعموا القانع و المعتر (2)؛ چون (قربانی ) پهلویش به زمین افتد، از گوشت آن بخورید و به فقیر و درخواست کننده هم بدهید».
در بیانات حضرات معصومین (ع)آمده است:
راز قربانی در تقرب به خدای متعال و بریدن گلوی طمع است و درس ایثار و از خود گذشتگی است. (3)
همينطور در مورد حكمتهاي ديگر اين عمل عبادي در حديث وارد شده است كه: حضرت امام صادق عليه السلام از آباء گرامش عليهم السلام نقل فرمودند: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند:
خداوند متعال اين قربانى را تشريع فرمود تا مساكين شما از ناحيه گوشت در فراخى قرار بگيرند، پس ايشان را اطعام نماييد.(4)
بنابراين براي قرباني حج، به صورت كلي دو نوع حكمت مي توان در نظر گرفت :- هدف مادي و رفع نيازهاي مادي و اقتصادي جامعه اسلامي 2- هدف معنوي كه عبارت است از نماد بودن اين عمل براي ايثار و قرباني كردن تمام خواهش هاي نفساني در برابر خواست و اراده حق متعال.
همانگونه كه اگر به ريشه اين تشريع ملاحظه كنيم، دستور قرباني حضرت اسماعيل عليه السلام براي حضرت ابراهيم عليه السلام، براي اين منظور بود و هيچ وقت خداي متعال نمي خواست كه اسماعيل در عمل قرباني شود. بلكه هدف، تنها آزمايش و امتحان حضرت ابراهيم و بريدن او از تعلقات مادي و دنيوي بود. بنابراين به محض اينكه حضرت ابراهيم عليه السلام به اين امر اقدام كرد، نه كارد بريد و نه اسماعيل عليه السلام قرباني شد. براي اينكه اين مساله به صورت نمادين باقي بماند و همه آيندگان با دست زدن به اين عمل نشان دهند كه آنها نيز مانند حضرت ابراهيم عليه السلام از هر خواهش نفساني، در برابر اراده حق تعالي خواهند گذشت، خداي متعال اين عمل را به صورت سنت در دين اسلام تشريع فرمود.
بنابراين در مناسك حج به صورت عمده و در عمل قرباني خصوصا، نبايد صرفا به جنبه مادي و ظاهري آن توجه كرد كه گوسفندي كشته مي شود و خوني ريخته مي شود. اگر به معناي حقيقي اين عمل دقت شود، اين عمل از بهترين عبادات خواهد بود چرا كه انسان با اين عمل در حقيقت به خدا مي گويد كه خدايا آمدم و با تمام وجود هم آمدم و از تمام خواهشهاي خود و از همه نفسانيات خود در برابر تو و اراده تو مي گذرم.
بله افرادي كه روح ايمان در آنها نفوذ نكرده است كشته شدن گوسفند را مي بينند ولي كشته شدن شيطان نفس حاجي را نمي بينند و به تعبير قرآن « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُون »هستند. ترجمه : “. اين كافران، در واقع) كر و لال و نابينا هستند از اين رو چيزى نمىفهمند. ” (5)
اما تشبيه عيد كريسمس مسيحيان، به عيد قربان كه داراي مفهوم و معنائي عرفاني انساني است از اساس باطل است.
هيچ يك از مراسمات مسيحيان در روز كريسمس (از درخت تزيين كردن تا بابا نوئل با گوزن شاخدارش ) نه مبناي الهي دارد( كه در كتاب مقدس به آن توصيه شده باشد) و نه وجه عقلي. يعني نمي توان حكمتي الهي يا عقلي براي آن پيدا كرد. اينگونه اعمال تنها يك سري اعمال من درآوردي است كه هيچ ارتباطي با اصل دين مسيحيت هم ندارد.
در حاليكه عيد قربان يك عيد عبادي، اجتماعي، اقتصادي است و ريشه قرآني و الهي دارد و هر مسلماني مي داند كه چرا و به چه هدف اين عيد را برگزار مي كند. در عيد قربان شيطان نفس انسان قرباني مي شود و علاوه بر آن، از اين طريق فقرا و مسكينان و گرسنگان سير مي شوند. عيد قربان هم عبادت است و هم فعاليتي اجتماعي. عيد قربان هم خدا را به انسان ياد مي دهد و هم به او متذكر مي شود كه اي انسان تو در برابر همنوعان خودت مسئوليت داري. نه مسئوليت ريش بستن و لباس قرمز پوشيدن و گاري با گوزن شاخدار راه انداختن كه افسانه اي بيش نيست و نه مسئوليت تزيينات رنگارنگ به خود و درخت بستن، در حاليكه همسايه ات گرسنه است و حتي لقمه براي سير شدن ندارد، بلكه مسئوليت حقيقي و واقعي. مسووليت ديدن گرسنگان و به داد آن ها رسيدن را داري.
نكته ديگر اينكه بيشترين كشتار را در تاريخ، مسيحيان داراي كريسمس به همراه بابانوئل در جنگهاي صليبي و جهاني اول و دوم و استمعار كشورهاي دنيا در سيصد سال اخير و ماجراي انداختن دو بمب اتمي به نام خدا بر سر مردم بيچاره ژاپن، انجام داده اند نه مسلماناني كه هميشه در طرف مظلوم و دفاع از مظلوم بوده اند نه ظالم.
اگر مسلمان گوسفند مي كشد تا نفس خودش را بكشد و با گوشت آن انسانها را سير كند، برپاكنندگان جشن كريسمس، انسانها را مي كشند تا به وسيله آنها كشورهاي خود را آبادتر و نفس خود را فربه تر سازند و اداي موجودات ناز و مهربان را بازي كنند. ( البته ما عمل مسيحيان با خدا را كه از اين كار ها متنفرند، از اين دست اقدامات جدا مي دانيم، لكن اگر صرف برپا كردن يك جشن در انسانتر شدن انسان كمك مي كرد، نبايد اين فجايع به اسم خدا و مسيحيت رخ مي داد در حاليكه همگي آنها جشن كريسمس هم مي گرفتند.)
نكته ديگر اينكه، همه انسانها از مسيحي گرفته تا مسلمان و يهودي و غير اينها، هم گوسفند مي كشند و هم از گوشت آن استفاده مي كنند و اين امر اختصاص به مسلمين ندارد. اگر مدافعين حقوق گوسفند در دلسوزي خود صادقند، اقدامي در جهت تعطيلي تمام كشتارگاه هاي كشورهاي دنيا كنند. ( كه البته اگر اقدام به اين كار كنند در نظر جهانيان به كاري مضحك دست زده اند.)
نكته آخر اينكه كشتن گوسفند و قرباني هاي ديگر در كوچه و خانه، هيچ ربطي به اسلام ندارد. اسلام دستور داده است كه قرباني انجام شود ولي دستور نداده است كه حتما بايد در خانه يا كوچه و يا خيابان باشد. مي توان براي اين كار مكانهاي خاص در نظر گرفت كه بهداشت كار هم رعايت شود. اگر نشده است تقصير اسلام نيست كساني كه بايد رعايت كنند، رعايت نكرده اند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد اسرار حج می توانید به کتاب صهبای حج از دانشمند گرانسنگ آیت الله جوادی آملی مراجعه کنید
پینوشتها :
1. فيض كاشاني، محجة البیضاء، تهران، مركز نشر اسلامي، 1417 هـ. ق، ج2، ص197.
2. حج(22)، آیه 36.
3. فيض كاشاني، پيشين.
4. شيخ صدوق، علل الشرايع، ترجمه سيد محمد جواي ذهني تهراني، قم، انتشارات مومنين، 1380هـ. ش، ج 2، ص 406.
5. بقره(2)، آيه 171.
..
BalatarinCloobGoogle PlusFacebookTwitterLinkedin
ارسال به دوستان نسخه چاپی
پایگاه فرهنگی تبلیغی رسالات:
فلسفه قربانی در عید قربان چیست؟
اگر مردم میدانستند قربانی در روز عید چه اجری دارد وام میگرفتند و قربانی میکردند چرا که با اولین خون آن صاحب قربانی آمرزیده میگردد.
قربانی در واقع به معنی پیشکش آوردن و هدیه دادن است. چیزی که در این هدیه دادن و پیشکش آوردن بسیار مهم است آن است که این عمل با خلوص نیت انجام پذیرد.
قربانی کردن در واقع ریشه در ایران باستان دارد. انسانها در ادوار گذشته برای به دست آوردن ترحم خدایان، موفقیت در جنگها، دور کردن خود از معرض امراض و شکرگذاری به قربانی کردن حیوانات و یا انسانها مبادرت میکردند.
در پارهای از موارد در امر قربانی افراط صورت میگرفت و به این علت در برخی ادیان و ملل منسوخ گردیده است. به طوری که در دوران آریایی زردشت به دلیل خروج آریاییان از حد اعتدال در قربانی کردن با این آیین مبارزه سختی کرده و آن را حذف میکند.
قربانی در اسلام روز ذبح اسماعیل است به دست ابراهیم خلیل الله
خداوند که پس از سالهای طولانی اسماعیل را به ابراهیم هدیه کرده بود او را در معرض آزمایشی بسیار سخت قرار میدهد و خواهان قربانی اسماعیل میشود. ابراهیم (ع) که در تمام دوره نبوت خویش از فرمان الهی سرپیچی نکرده است این بار هم تسلیم پیام حق میشود و فرزند خود را قربانی میکند.
امر قربانی اسماعیل به خواست خدا انجام نمیپذیرد اما ابراهیم خلیل الله به خوبی از آزمایش الهی سربلند میشود و علاقه خود را به پروردگار اثبات میکند. حجاج به پاس بزرگداشت این روز در منی گرد هم میآیند و آیین قربانی را انجام میدهند.
در خصوص منشاء تشریع قربانی باید گفت: آن طو که در قرآن ذکر شده است خداوند در سوره حج پیرامون این موضوع میفرماید: “والبدن جعلناها لکم من شعائر الله لکم فیها خیرا، فاذکرو ااسم الله علیها صراف فاذا وجبت جنوبها فکلوامنها واطعمو القانع والمعتر کذلک سخرناها لکم لعلکم تشکرون”
“شتران تنومند را برای شما از شعائر الهی قرار دادیم، در این شتران برای شما خیر است پس هنگامی که آنها برای نهر ردیف شدند نام خدا را بر آنها ذکر کنید، پس چون پهلوی آنها فرو افتاد از آنها بخورید و به درماندگان آبرومند و فقیرانی که در معرض هستند بخورانید ما این شتران را برای شما رام و مسخر گرداندیم تا شکر ایزد تعالی را به جا آورید.”
همان طور که از سخن پروردگار مشاهده میگردد قربانی یکی از شعائر الهی است که اجرای آن تقوا ایجاد میکند و در صورتی که با خلوص نیت و برای رضای حق انجام پذیرد انسان را به قرب الهی نزدیکتر میکند.
در حقیقت مراد از قربانی کردن یاری رساندن به مستمندان و گرسنگان است. زیرا اگر خون حیوان بدون دلیل و استفاده خاصی باشد در اسلام منع میگردد تا آنجا که پیامبر اکرم (ص)فرمودند: به قتل مرسان گوسفند یا شتری را مگر برای خوردن.
در اسلام برخلاف ایران باستان آیین قربانی کردن به صورت هدفمند انجام میپذیرد. زیرا گفته میشود گوشت قربانی باید برای برقراری عدالت اقتصادی در جامعه اسلامی به اهل استحقاق برسد.
عید قربان در شریعت اسلام به قدری مورد تاکید قرار گرفته است که امیرالمومنین علی (ع) در خصوص آن فرمودهاند: “اگر مردم میدانستند قربانی در روز عید چه اجری دارد وام میگرفتند و قربانی میکردند چرا که با اولین خون آن صاحب قربانی آمرزیده میگردد.”
—
قربانی
قربانی، از دو قسمت «قربان» و «ی» تشکیل شده که ترجمه فارسی آنها می شود «نزدیک کننده» «من». در فرهنگ دینی به هر چیزی که سبب قرب و نزدیکی انسان به خدا شود واژه قربان بر آن اطلاق می گردد. در روایت می خوانیم: «الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِی»؛ نماز نزدیک کننده متقیان به خداوند متعال است.(کافی3/265)
امّ سلمه نزد پیمبر آمد و گفت: یا رسول اللّه عید أضحى فرا می رسد و من بهاى قربانى ندارم، پس آیا اجازه دارم قرض بگیرم و قربانى كنم؟ حضرت فرمود: قرض بگیر و قربانی كن؛ زیرا آن قرضی است اداشدنى (یعنى این قرض را خداوند سبحان ادا مىكند چون در جهت رضاى اوست)
در روایتی که در روضه کافی آمده است هابیل گوسفندی از دامهای خود را برای تقرب به درگاه خدا آورد و قابیل مقداری از محصول زراعت خود را در نهایت فَتُقُبِّلَ قُرْبَانُ هَابِیلَ وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ قُرْبَانُ قَابِیلَ قربان هابیل پذیرفته شد و قربان قابیل نه.(1) در همین روایت است که عبارت «قربانی» آمده است و دقیقا همان معنایی را دارد که ما در ابتدا برای آن ارائه کردیم.
قربانی در عید قربان
قربانی در عید قربان به آن حیوانی گفته می شود که برای قرب و نزدیکی به خداوند متعال ذبح یا نحر می شود.(2) باید توجه داشت که خداوند متعال نیازی به گوشت این حیوانات ندارد؛ آنچه که در این جریان اثرگذار است و همان موجب قرب الی الله می شود تقوا، اطاعت پذیری و حرکت برای انجام دستور خداست که از این قربانی در جان قربانی کننده می ماند.
خداوند متعال می فرماید:
لَن یَنَالَ اللَّهَ لحُومُهَا وَ لَا دِمَاؤُهَا وَ لَاكِن یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ(37/حج)؛ هرگز گوشتها و خونهایشان به خدا نمىرسد؛ بلكه تقواى شما به او مىرسد.
قربانی واجب و مستحب
بر کسانی که مشغول اعمال حج هستند واجب است تا در روز دهم ذی الحجه یا همان عید قربان؛ شتر، گاو، بز و یا گوسفندی را در منا ذبح کنند.
اما کسانی که در حج نیستند:
امام صادق علیه السّلام فرمود: در یوم النحر (یعنى روز عید قربان) هیچ عملى بهتر از آن نیست كه خونى به رسم قربانى ریخته شود یا در مسیر احسان به والدین یا خویشاوندى كه قطع رحم مىكند گامى برداشته شود و آنكه حاجی درباره آن خویشاوند، تفضّل بیشترى مبذول دارد و در گفتن سلام سبقت جوید یا از قسمت مرغوب گوشت قربانى اطعام كند و پس از آن بقیّه همسایگان خود را از یتیمان گرفته تا مسكینان و بردگان را به استفاده از آن فراخواند و اسیران را تفقّد كند.
در روایات است که امامان معصوم علیهم السلام یک سوم قربانی را به همسایگان، یک سوم آن را به نیازمندانی که درخواست داشتند می دادند و یک سوم باقی مانده را برای خانواده خود نگه می داشتند از این رو مستحب است كه قربانى سه قسمت شود: یك سوم آن را خودش بخورد و یك سومش را صدقه بدهد و یك سومش را هدیه نماید و احتیاط آن است كه چیزى از آن بخورد اگر چه واجب نیست
شیخ صدوق(ره) در شرح این فراز می نویسد: «بزرگان برآنند كه این اعمال در روز عید قربان بطور مطلق مطلوب است اگر چه در مِنا نباشد و ما اضافه مىكنیم اگر چه قربانى در روز عید قربان نباشد؛ لكن در منا و روز عید قربان ثوابش بیشتر خواهد بود.»
عید قربان
امّ سلمه نزد پیمبر آمد و گفت: یا رسول اللّه عید أضحى فرا می رسد و من بهاى قربانى ندارم، پس آیا اجازه دارم قرض بگیرم و قربانى كنم؟ حضرت فرمود: قرض بگیر و قربانی كن؛ زیرا آن قرضی است اداشدنى (یعنى این قرض را خداوند سبحان ادا مىكند چون در جهت رضاى اوست).(3)
بنابراین بر دیگرانی که در احرام نیستند مستحب است در روز عید قربان یکی از این حیوانات را بنا بر سنت الهی قربانی نمایند؛ در این مورد لازم نیست که حتما قربانی کننده قبلا حج رفته و حاجی شده باشد. این عمل مانند نمازی که در این روز خوانده می شود یکی از اعمال بسیار سفارش شده است که عمل به آن احیای شعار الهی در جامعه است که یقینا اگر مردم به آن اقبال کنند و نشانه های آن در کوی برزن جلوه گری کند اسباب عنایت و ریزش رحمت الهی را در پی خواهد داشت که این وعده خداوند در قرآن کریم است که «اگر اهل شهرها و آبادىها ایمان مىآوردند و پرهیزكارى پیشه مىكردند، یقیناً [درهاىِ] بركاتى از آسمان و زمین را بر آنان مىگشودیم.»(4)
خوردن از گوشتی که خود فرد قربانی کرده است
در روایت است که امام باقر علیه السّلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السّلام را معمول چنین بود كه روز عید قربان غذایى نمىخورد تا از گوشت قربانى خود غذائى تناول كند.(5) و نیز آن حضرت فرمود: در روز عید قربان چیزى نخور مگر از گوشت قربانى خود و اگر قدرت تمكن مالى براى قربانى كردن ندارى در این صورت معذورى.(6)
از این روایات به دست می آید اگر برای انسان مقدور بود در روز عید، قربانی کرد اولین چیزی که در آن روز می خورد از گوشت همان قربانی باشد.
امیرالمومنین علیه السلام می فرمود: چون مراسم قربانى را برگزار كردید از گوشت قربانى بخورید و هدیّه بدهید و خدا را به پاس این نعمت كه گوشت شتران و گاوان و گوسفندان را روزى شما ساخته؛ سپاسگزارى كنید.(7)
کیفیت تقسیم قربانی
در روایات است که امامان معصوم علیهم السلام یک سوم قربانی را به همسایگان، یک سوم آن را به نیازمندانی که درخواست داشتند می دادند و یک سوم باقی مانده را برای خانواده خود نگه می داشتند(8) از این رو مستحب است كه قربانى سه قسمت شود: یك سوم آن را خودش بخورد و یك سومش را صدقه بدهد و یك سومش را هدیه نماید و احتیاط آن است كه چیزى از آن بخورد اگر چه واجب نیست.(9)
بنابراین اگر کسی علاقه مند بود تمام گوشت قربانی را برای خود نگه دارد منعی نخواهد داشت.
پی نوشت ها:
1. وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ (آیه27- سوره مائده)
2. حیواناتی مانند گوسفند و بز و گاو به صورت ذبح کشته می شوند ولی شتر به صورت نحر.
3. من لا یحضره الفقیه - ترجمه؛ ج3، ص: 41-45
4. سوره اعراف آیه 96
5. من لا یحضره الفقیه - ترجمه، ج2، ص: 214
6. همان ص213
7. همان ص233
8. همان ج3، ص: 381
9. تحریرالوسیلة - ترجمه؛ ج2، ص: 259
…
غروب آفتاب دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك ميريخت … تا بالاخره بخشيده شد…
نهم ذيحجه (در ايران، فردا پنجشنبه) روز عرفه است. خداوند متعال در اين روز به سه مکان و سه گروه از انسانها، توجه ويژه دارد:
1. كربلا و زائران امام حسين (ع).
2. صحراي عرفات (در نزديكي مكه) و حجاج بيت الله.
3 . هر جا از دنيا كه دستي به سوي او بلند شود و دلي بشكند.
چرا «عرفه»؟
ـ آنگاه که جبرئيل (ع) مناسك حج را به حضرت ابراهيم (ع) ميآموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت : «عرفت؟» يعني «ياد گرفتي؟» و او پاسخ داد آري. لذا به اين نام خوانده شد.
ـ وجه ديگر اينكه مردم از اين جايگاه و در اين سرزمين به گناه خود اعتراف ميكنند.
ـ بعضي ديگر هم آن را جهت تحمل صبر و رنجي ميدانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد ؛ چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي و تحمل است. (1)
حضرت آدم (ع) در عرفات
مطابق روايتي از امام صادق(ع)، وقتي جد اعلاي ما حضرت آدم (ع) از باغ بهشتي به زمين فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجده بود. جبرئيل (ع)، فرود آمد و پرسيد:
ـ چرا مي گريي، اي آدم؟
ـ چرا نگريم در حاليكه از جوار خداوند به اين دنيا فرود آمده ام؟
ـ به درگاه خدا توبه كن و بسوي او بازگرد.
ـ چگونه ؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحراي عرفات شد. جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن و لبيك گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسيد، آدم را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، او را به وقوف در عرفات دعوت کرد و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:
سبحانك اللهم و بحمدك
لا اله الا انت
علمت و ظلمت نفسي
واعترفت بذنبي
اغفر لي انك انت الغفور الرحيم
يعني:
جز تو خدايي نيست
كار بدي كردم و بر خود ظلم نمودم
اينك به گناه خود اعتراف ميكنم
مرا ببخش كه تو بخشنده و مهرباني.
آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا ميکرد و با تضرع اشك ميريخت. وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد و شب را آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر بپاخاست و به دعا پرداخت… تا اينكه سرانجام بخشيده شد …
حضرت ابراهيم (ع) در عرفات
جبرئيل(ع) در صحراي عرفات، مناسك حج را به حضرت ابراهيم (ع) آموخت و حضرت ابراهيم (ع) در برابر او مي فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).
پيامبر خاتم (ص) در عرفات
دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام، كلاس صحرايي پيامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته برخي مفسرين آخرين سوره قرآن در صحراي عرفات بر پيغمبر (ص) نازل شد و پيغمبر آنرا به مردم و شاگردانش تعليم فرمود.
رسول گرامي اسلام (ص) در چنين روزي سخنان تاريخي خود را در اجتماع عظيم و با شكوه حجاج بيان داشت:
… اي مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين مکان ملاقات نكنم. شما به زودي بسوي خدا باز مي گرديد. در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگي مي شود. به شما توصيه مي كنم هركس امانتي نزد اوست به صاحبش برگرداند.
اي مردم بدانيد ربا در آئين اسلام ، حرام است. از پيروي شيطان بپرهيزيد. به شما سفارش مي كنم كه به زنان نيكي كنيد زيرا آنها امانتهاي الهي در دست شما هستند و با قوانين الهي بر شما حلال شده اند.
… من در ميان شما دو چيز به يادگار مي گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنيد گمراه نمي شويد، يكي كتاب خدا و ديگري سنت و (عترت) من است.
هر مسلماني با مسلمان ديگر برادر است و همه مسلمانان جهان با يكديگر برادرند و چيزي از اموال مسلمانان بر مسلماني حلال نيست مگر اينكه آنرا به رضايت به دست آورده باشد…
تسبيحات حضرت رسول (ص) در روز عرفه :
سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدايى كه عرش او در آسمان و فرمان و حكمش در زمين است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبيلُهُ
منزه است خدايى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدايى كه در دريا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدايى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدايى كه در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِيمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ
منزه است خدايى كه در قيامت عدل و دادش برپا است منزه است خدايى كه آسمان را بالا برد
سُبْحانَ الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَيْهِ
منزه است خدايى كه زمين را گسترد منزه است خدايى كه ملجا و پناهى از او نيست جز بسوى خودش
پس بگو
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر از توصيف است
و بخوان توحيد صد مرتبه و آية الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه و بگو
لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَيُميتُ
معبودى جز خدا نيست يگانه اى كه شريك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بميراند
وَيُميتُ وَيُحْيى وَهُوَ حَىُّ لا يَموُتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ
و بميراند و زنده كند و او است زنده اى كه نميرد هرچه خير است بدست او است و او بر هر چيز
قَديرٌ ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَاَتوُبُ اِلَيْهِ ده مرتبه
توانا است آمرزش خواهم از خدايى كه معبود بحقى جز او نيست كه زنده و پاينده است و بسويش توبه كنم
يا اَللّهُ ده مرتبه يا رَحْمنُ ده مرتبه يا رَحيمُ ده مرتبه يا بَديعَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه يا حَىُّ يا قَيُّومُ ده مرتبه يا حَنّانُ يا مَنّانُ ده مرتبه يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه آمينَ ده مرتبه
برخي از اعمال شب و روز عرفه:
1.احيا و نماز و عبادت در شب عرفه
2. دعا در شب عرفه (كه گفته شده است مستجاب ميگردد) .
3. زيارت امام حسين (ع) در شب عرفه.
4. غسل.
5. روزه روز عرفه (اگر سبب ضعف و مانع از دعا و مناجات نشود) .
6. قرائت دعاي عرفه امام حسين عليه السلام (كه بهتر است بعد از نماز عصر باشد) .
7. قرائت دعاي عرفه امام سجاد عليه السلام (كه در صحيفه سجاديه موجود است).
8. زيارت امام حسين (ع) در روز عرفه.
9. زيارت حضرت اباالفضل العباس (س) در روز عرفه .
10. اعتراف و اقرار به گناهان.
11. دو رکعت نماز که در رکعت اوّل بعد از حمد، سوره توحيد و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره کافرون خوانده ميشود. سپس چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد،پنجاه مرتبه سوره توحيد (اين نماز در واقع همان نماز حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است) .
تذکر : از مشاهده فهرست بالا نترسيد. هر كدام را كه حال و حوصله داريد انجام دهيد. انجام غسل كارساده اي است که جزو كارهاي روزمره ماست؛ فقط بايد نيت غسل عرفه كرد. دو ركعت نماز و بعد خلوت با خدا بيش از 10 دقيقه وقت نميگيرد ولي به دلهاي ما صفا و جلا ميدهد. فقط بدانيم كه: خداوند بزرگ و كريم است. كيفيت هم معمولا از كميت مهمتر است.
صحراي عرفات همايش شناخت و خودسازي امام حسين (ع)
حضرت سيدالشهدا، امام حسين (ع) نيز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهي از اصحاب از خيمه هاي خود در صحراي عرفات بيرون آمدند و رو به دامن «كوه رحمت» نهادند و در سمت چپ كوه رو به كعبه همايشي تشكيل دادند كه موضوع آن شناخت و سازندگي بود. اين همايش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگي و تزكيه و خودسازي بود. فهرست مطالب آن عبارت بود از:
1ـ شناخت خدا و صفات الهي.
2ـ شناخت خود يا خودشناسي.
3ـ شناخت جهان.
4ـ شناخت آخرت.
5ـ شناخت پيامبران.
6ـ خودسازي با صفات الهي.
7ـ پرورش نفس با كمالات الهي.
8ـ توبه و بازگشت به خداي مهربان.
9ـ دور كردن صفات نكوهيده از خود با تسبيح پروردگار.
10ـ فراگيري راه تعليم و تربيت از خدا.
11ـ شناخت و درخواست بهترين مسئلت ها.
12ـ تبديل خود پرستي نفس به خدا پرستي.
13ـ تبديل خود برتر بيني نفس به تواضع و فروتني.
14ـ تبديل خودخواهي نفس به ايثار و غير خواهي.
15ـ تعليم مفاهيم و ادبيات قرآن.
رهيافتهايي از دعاي عرفه امام حسين (ع)
1ـ ستايش حق تعالي:
ستايش سزاوار خداوندي است كه كس نتواند از فرمان قضايش سرپيچد و مانعي نيست كه وي را از اعطاي عطايا، باز دارد. و صنعت هيچ صنعتگري بپاي صنعت او نرسد. بخشنده بيدريغ است. اوست كه بدايع خلقت را بسرشت و صنايع گوناگون وجود را با حكمت خويش استوار ساخت…….
2ـ تجديد عهد و ميثاق با خدا:
پروردگارا بسوي تو روي آورم. و به ربوبيت تو گواهي دهم. و اعتراف كنم كه تو تربيت كننده و پرورنده مني. و بازگشتم بسوي توست. مرا با نعمت آغاز فرمودي قبل از اينكه چيز قابل ذكري باشم…….
3ـ خود شناسي:
و قبل از هدايت مرا با صنع زيبايت مورد رأفت و نعمتهاي بيكرانت قرار دادي. آفرينشم را از قطره آبي روان پديد آوردي. و در تاريكيهاي سه گانه جنيني سكونتم دادي: ميان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرينش خويش نگرداندي و هيچيك از امورم را بخودم وا نگذاشتي……..
4ـ راز آفرينش انسان:
ولي مرا براي هدفي عالي يعني هدايت (و رسيدن به كمال) موجودي كامل و سالم بدنيا آوردي. و در آن هنگام كه كودكي خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ كردي. و مرا از شير شيرين و گوارا تغذيه نمودي. و دلهاي پرستاران را بجانب من معطوف داشتي. و با محبت مادران به من گرمي و فروغ بخشيدي……..
5ـ تربيت انسان در دانشگاه الهي:
تا اينكه با گوهر سخن مرا ناطق و گويا ساختي. و نعمتهاي بيكرانت را بر من تمام كردي. و سال به سال بر رشد و تربيت من افزودي. تا اينكه فطرت و سرنوشتم، به كمال انساني رسيد. و از نظر توان اعتدال يافت. حجتت را بر من تمام كردي كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودي…….
6ـ نعمتهاي خداوند:
آري اين لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بيافريدي. و راضي نشدي اي خدايم كه نعمتي را از من دريغ داري. بلكه مرا از انواع وسائل زندگي برخوردار ساختي. با اقدام عظيم و مرحمت بيكرانت بر من. و باحسان عميم خود نسبت به من، تا اينكه همه نعماتت را درباره من تكميل فرمودي……
7ـ شهادت به بيكراني نعمت هاي الهي:
الهي! من به حقيقت ايمانم، گواهي دهم. و نيز به تصميمات متيقن خود و به توحيد صريح و خالصم
و به باطن ناديدني نهادم. و پيوستهاي جريان نور ديده ام. و خطوط ترسيم شده بر صفحه پيشاني ام، و روزنه هاي تنفسي ام، و نرمه هاي تيغه بيني ام. و آوازگيرهاي پرده گوشم و آنچه در درون لبهاي من پنهان است……
8ـ ناتواني بشر از بجا آوردن شكر الهي:
گواهي مي دهم اي پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر يكي از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفيق تو رفيقم شود، كه آن خود مزيد نعمت و مستوجب شكر ديگر، و ستايش جديد و ريشه دار باشد………..
9ـ ستايش خداي يگانه:
معهذا من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا. كه وسعم مي رسد با ايمان و يقين قلبي گواهي مي دهم. و اظهار مي دارم:
حمد و ستايش خدايي را كه فرزندي ندارد تا ميراث برش باشد. و در فرمانروايي نه شريكي دارد تا با وي در آفرينش بر ضديت برخيزد و نه دستياري دارد تا در ساختن جهان به وي كمك دهد…..
10ـ خواسته هاي يك انسان متعالي:
خداوندا، چنان كن كه از تو بيم داشته باشم، آنچنان كه گويي تو را مي بينم و مرا با تقوايت رستگار كن! اما بخاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه سرنوشت من به خير و صلاح من باشد. و در تقديراتت خير و بركت بمن عطا فرما!
11ـ سپاس به تربيت هاي الهي:
خداوندا! ستايش از آن تست كه مرا آفريدي. و مرا شنوا و بينا گرداندي! و ستايش سزاوار تست كه مرا بيافريدي و خلقتم را نيكو بياراستي. بخاطر لطفي كه به من داشتي والا……
12ـ نيازهاي تربيتي از خدا:
و مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شبها و روزها ياري فرماي! و مرا از رنجهاي اين جهان و محنتهاي آن جهان نجات بده و از شر بديهايي كه ستمكاران در زمين مي كنند نگاه بدار………….
13ـ شكايت به پيشگاه خداوند:
خدايا! مرا به كه وا مي گذاري؟ آيا به خويشاوندي كه پيوند خويشاوندي را خواهد گسست؟ يا به بيگانه كه بر من بر آشفتد؟ يا به كسانيكه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتيكه تو پروردگار من و مالك سرنوشت مني؟
14ـ اي مربي پيامبران و فرستنده كتب آسماني:
اي خداي من و اي خداي پدران من! ابراهيم، اسماعيل، اسحق و يعقوب، و اي پروردگار جبرئيل، مكائيل و اسرائيل. و اي تربيت كننده محمد، خاتم پيامبران و فرزندان برگزيده اش. اي فرو فرستنده تورات، انجيل زبور و فرقان……
15ـ تو پناهگاه مني:
تو پناهگاه مني، بهنگامي كه راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخناي زمين بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهايم باز مي داري. و اگر پرده پوشي تو نبود از رسوايان بودم.
1- فرهنگ دهخدا / ج 10 جديد / ص 15818
منبع: دعاي عرفه عبدالكريم بي آزار شيرازي
..
..وصیت نامه شهید امیر لطفی
وصیت نامه شهید امیر لطفی
سلام ، لطفاً این وصیتنامه را با لبخند بخوانید
سلامی بزرگ محضر صاحبالزمان (عج) و روح پاک امام راحل (ره) و رهبر عالم تشیع و اسلام قائدنا آیتالله سید علی خامنهای (مدظلهالعالی) و روح پاک شهدای اسلام بهخصوص سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که جان ها هفته فدای آن بزرگوار ، این دنیا با تمام زیبایی ها و انسانهای خوب مثل گذر است نه ماندن و تمامی ما دیر یا زود باید برویم ، اما چهبهتر که زیبا برویم . در هیاهوی زندگی متوجه شدم که چه دویدنهایی که فقط پاهایم را از من گرفت درحالیکه گویی ایستاده بودم ، چه غصههایی که فقط باعث سپیدی مویم شد اما دریافتم که کسی هست که اگر بخواهد میشود وگرنه ، نمیشود . کاش نمیدویدم ، نه غصه میخوردم ، فقط او را میخواندم .
مادر جان سلام ، روح پدرم شادمادر گرامی ممنون ، بابت همهچیز ممنون ، ممنون که مرا بامحبت اهلبیت (ع) آشنا کردی ممنون بابت تشویقهای شما که هیچوقت نگذاشت از راه اسلام و اهلبیت (ع) دور شوم ، مرا ببخش و حلال کن که نتوانستم فرزندی خوب و لایق برای شما باشم ؛ تمنا دارم از خداوند بزرگ بخواهید که این قربانی را نیز قبول کند زیرا هیچ راهی بهتر از این نیست و این را شما به من آموختید .با خواهش و التماس از شما میخواهم که این شادمانی را با پوشیدن لباس سیاه ، غمگین و خراب نکنید زیرا لباس سیاه مختص ارباب بی کفن هست و بس و غم مخصوص حضرت زینب (س) و خواهش آخر اینکه مثل کوه باافتخار و سری بالاگرفته از این اتفاق خوب یاد کنید تا چشمان دشمنان کور شود .
و در آخرمن خودم را در حدی که بخواهم پندی یا نصیحتی داشته باشم نمیبینم ،
ولی چند درخواست از جوانان هموطنم دارم .
اول اینکه درهرصورت ممکن پشتیبان ولیفقیه باشند و بمانند چون مملکت اسلامی بدون ولیفقیه ارزشی ندارد.به دختران مسلمان عرض کنم که حجاب حضرت زهرایی شما موجب حفظ نگاه برادران میشود ، به پسران مسلمان عرض کنم بیاعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حفظ حجاب خواهران خواهد شد .لطفاً سوره آلعمران آیه ۱۶۴ تا ۱۷۰ را قرائت کنید (بامعنی)
امیر لطفی فرزند پیر غلام اهلبیت (ع) محمدتقی لطفی