چند دقیقه تامل
دخترِ پیشفعال، مثل بادِ بهاریست؛ پر از حرکت، پر از زندگی، پر از «میخواهم ببینم چه میشود».
او خطا نمیکند؛ او جهان را امتحان میکند.
ولی مادرِ خسته
گاهی مثل کوهیست که سالها بارِ سکوت و رنج را بر دوش کشیده و حالا با کوچکترین لرزشِ کودک، ترک برمیدارد. نه از بیمهری، از فرسودگیِ دل.
اما تربیت، جایی میان این دو اتفاق میافتد؛ جایی که مادر یاد میگیرد باد را دشمن نبیند و دختر یاد میگیرد کوه را نترساند.
کودکِ پرجنبوجوش، اگر امنیت ببیند، قدرتش میشود خلاقیت.
اگر تحقیر بشنود، نیرویش میشود طغیان. و مادر، اگر لحظهای مکث کند، نفسش را آرامتر بیرون بدهد و به جای فریاد، یک جملهی ساده بگوید:«من الان خستهام، بیا با هم راه بهتر پیدا کنیم».
خانه تبدیل میشود به بندری امن، نه میدان جنگ.
کودکِ پیشفعال، آتش نیست؛ جرقهایست که اگر درست هدایت شود، خانه را روشن میکند، نه میسوزاند.
زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#مادرانه

✍پیام عمر سعد از جهنم به ترامپ:
مردک!
ایران یک کیلو از گندم ری به من نداد
چگونه میخواهی 400 کیلو اورانیوم
غنی شده به تو بدهد؟؟
#زردکِ_احمق😕
میلاد حضرت عباس( علیه السلام)، تولد ماه فروتنِ سپاه عشق است؛ روزی که آسمان، شانههایش را کمی پایینتر آورد تا قدوم مردی را ببوسد که قرار بود معنای وفاداری را برای همیشه در تاریخ حک کند.
روز جانباز، روز کسانی است که ردّ قدمهایشان بوی همان وفاداری را میدهد؛ کسانی که از تبار نوریاند که در چشمان عباس(علیه السلام) شعله کشید.
حضرت عباس( علیه السلام)، رودخانهای بود که از کوه غیرت سرچشمه گرفت؛
مردی که وقتی ایستاد، باد از هیبتش عقب رفت و وقتی قدم برداشت، زمین فهمید ستونداشتن یعنی چه.
او دستهایش را داد تا پرچم نیفتد و چشمانش را داد تا حقیقت خاموش نشود؛ همین شد که نامش، مثل سایهسارِ بلند یک سرو، بر سر تمام خستهدلان تاریخ افتاد.
جانبازان این سرزمین، ادامه همان سروهایند؛
ریشه در خاک دارند، اما دلشان همیشه رو به آسمان است.
آنان که درد را به لبخند دوختند،
آنان که زخم را به مدال تبدیل کردند،
آنان که هر بار نگاهشان میکنی، انگار تکهای از شجاعت عباس در چشمانشان برق میزند.
میلاد حضرت عباس (علیه السلام)، جشن تولد مردی است که آب را شرمنده کرد
و روز جانباز، بزرگداشت کسانی است که خودشان را سپر کردند تا ما بیسپر نمانیم.
امروز، هر دل عاشقی، پرچمیست که در باد تکان میخورد و زیر لب میگوید:
یا حضرت عباس (علیه السلام)
ای پهلوان بیادعا،
ای ماهِ همیشه کامل،
ای تکیهگاهِ تمام بیپناهیها…
بر ما بتاب،
تا یاد بگیریم چگونه میشود با دستان خالی، جهان را نگه داشت.
زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#میلاد_علمدار_کربلا_قمر_منیر_بنی_هاشم_مبارک
یا اباعبدالله
ای خورشید همیشهتابِ دشت کربلا.
ای ولادتتان آغاز فصل روشنی و شهادتتان اوج شکفتن حقیقت.
امروز، جهان دوباره به نور آمدنتان روشن شده.
امروز، آسمان به احترام شما قامت بسته و فرشتگان، نامتان را چون عطر بهشت در هوا پاشیدهاند.
شما آمدی تا انسان بداند «آزادی» یعنی چه، «عزت» یعنی چه، «ایستادن» یعنی چه.
آمدی تا بفهمیم که گاهی یک قطره خون، از هزاران سپاه، کارسازتر است.
آقای من
شما نه فقط یک انسان، که یک «راه»ی؛
راهی که هرکس قدم در آن بگذارد، از تاریکی به نور میرسد.
شما «چشمهای» هستی که هرکس از آن بنوشد، تشنگیاش از دنیا و دلزدگیاش از ظلم، آرام میگیرد.
شما «پرچمی» هستی که هرگز بر زمین نمیافتد، چون خداوند آن را در دستهایتان محکم کرده است.
میلادتان، روزی است که خداوند «شجاعت» را در کالبد انسان دمید و «عزت» را بر پیشانی بشریت نوشت.
در این روز مبارک، تبریکم را به محضر خودتان تقدیم میکنم؛
به اهلبیت( علیهمالسلام) بهویژه به فرزندتان،صاحبالعصر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که وارث خون شما و پرچمدار راهتان.
و چه زیباست که میلادتان، روز پاسدار نامیده شده است؛
روز مردانی که بوی غیرت شما را میدهند،
روز دلهایی که از مکتب شما آموختهاند
چگونه باید ایستاد، چگونه باید وفادار ماند و چگونه باید در برابر ظلم، قامت خم نکرد.
پاسداران این سرزمین،
سربازان راه نورند؛
سایهای از شجاعت شما،
جرعهای از صلابت برادران حضرت عباس علیه السلام و نشانی از وفاداری یاران عاشورا.
یا صاحبالزمان
به حق میلاد پدر بزرگوارتان،
به حق اشکهایی که برای ایشان ریخته میشود،
برای نزدیکی ظهورتان دعا کنید.
زمین خسته است،
دلها بیپناهاند،
و جهان، چشمبهراه عدالت شماست.
خدایا…
به برکت نام امام حسین( علیه السلام )،
دلهایمان را حسینی کن،
قدمهایمان را در مسیر حق ثابت بدار،
و پاسداران این سرزمین را در پناه خود حفظ فرما.
آقاجان
میلادتان مبارک
و خوشا روزی که فرزندتان بیاید
و پرچم شما را بر بلندای جهان برافرازد.
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم استعملنی لما خلقتنی لها
زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#میلاد_امام_حسین

ای پناه آخرین
ای صاحب عصر و ای آرام جانها
ای مهربانترین پناهِ دلهای خسته
سالهاست که دلتنگیات در رگهایم میدود و بیقراری دیدارت، شب و روزم را به آتش شوق و اشک بدل کرده است.
آقا… نبودنت، جهان را سنگین کرده؛ نبودنت، دلها را بیپناه گذاشته؛ نبودنت، ما را در میان گردباد فتنهها تنها گذاشته است.
مولای من
گاهی از بعضی رفتارها، از بیوفاییها، از بیعدالتیها، از سستیها و بیتفاوتیها، آنچنان دل میشکند که گویی تاریخ کوفه و شام دوباره تکرار میشود.
گاهی میبینم که چگونه برخی مسئولان و حتی برخی مردم، از مسیر حق فاصله میگیرند و دل آدم را به درد میآورند
و من، در میان این غبار سنگین، تنها به تو پناه میآورم.
آقا جان
من خستهام، اما ناامید نیستم.
دلشکستهام، اما هنوز چشم به راه توام.
آمدهام تا از تو مدد بخواهم؛
برای اصلاح خودم، برای پاک شدن دلم، برای درست شدن قدمهایم، برای اینکه در خانوادهام، در جامعهام، در این کشور و این نظام، سربازی مفید و مؤثر باشم.
یاریام کن تا در مسیر حق نلغزم، نشکنم و بیتفاوت نمانم.
ای مولای مهربان
سلامتی و طول عمر رهبر عزیزمان، این پرچمدار صبور و استوارِ راه ولایت را از خداوند برایش مسئلت دارم.
او که در این طوفانها، چون کوهی ایستاده و چراغ راه مؤمنان است.
حفظش کن، یاریاش ده، و سایهاش را بر سر این ملت مستدام بدار.
ای مهربانتر از پدر
دشمنان این ملت، چه آنان که در بیرون مرزها شمشیر کشیدهاند و چه آنان که در لباس دوست اما با نیت دشمنی، درون این سرزمین رخنه کردهاند.
همه را به قدرتت رسوا و نابود کن.
تفکرات ضداسلامی، ضدایمانی و ضدانسانی را از ریشه بخشکان.
دلها را به نور هدایتت زنده کن و جامعهمان را از آلودگیها، از فتنهها، از ظلمتها پاک گردان.
آقا جان
تو را به اشکهای شبانه منتظران،
تو را به آه دل مادران چشمبهراه،
تو را به خون شهیدان این سرزمین،
ظهورت را نزدیک کن.
که جهان بیتو تاریک است.
که دل بیتو بیپناه است.
که زندگی بیتو معنایی ندارد.
مولای من
تا روز آمدنت، ما را در مسیر حق ثابتقدم نگه دار و روزی برسد که در رکابت، با سربلندی بگوییم:
«لبیک یا صاحبالزمان»
اللهم عجل لولیک الفرج
زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#دلنوشته

خائن همیشه بوده و هست…
در دل این سرزمین کهن، خیانتکارانی پر از نیرنگ چون سایههای شوم، به کوچههای تاریک نفوذ کرده و نغمهای ناپاک را میسرایند. آنها، مانند دملی چرکین بر پوست زخمخورده وطن، در تلاشند که با جفا و بیوفایی، زهر خود را در رگهای تاریخ این سرزمین بریزند.
به راستی که این خائنین، همانند کرمهای پوسیدهای هستند که به جان ریشههای درختتان این دیار افتادهاند، تا شاخههای پربار آن را از درون بگندند. آنها به تصور خود میاندیشند که روزگارشان به خوشی میگذرد، اما نمیدانند که در سایهنوازی این خیانت، زمین زیر پایشان به سرعت در حال فروپاشی است.
وزش بادهای سرد سرنوشت، آنان را در بر خواهد گرفت، همانند گلی که براثر سرمای شب، پژمرده و بیمهر میشود. خیانت داستانی است که در دل شبهای تار، سرانجامش جز سیاهی و نابودی نیست. چشمهایشان، اگرچه در نور کاذب شهرت میدرخشد، اما دلهایشان در تاریکی ضمیر خویش میسوزد.
آری، این خائنینی که روزی با وعدههای توخالی به میدان آمدند، حالا در دام خود افتاده و در برزخی از تردید و شک به سر میبرند. آنان نمیدانند که ملت این دیار، چون کوههای رفیع، استوار و نشکستهاند. صدای شکستن زنجیرها و فریاد آزادیخواهان به گوش میرسد و زخمهایی که خود بر پیکر این سرزمین نهادند، دیگر به بار نخواهد نشست.
در نهایت، سرنوشت این خیانتکاران همانی خواهد بود که باد فراموشی بر دوش میآورد. تاریخ آنها را به فراموشی میسپارد و ملت، با اقتدار و سربلندی، بار دیگر برخرابههای خیانت آنها خواهد ایستاد. سرانجام این خائنین، جز سیاهی ندارد، چرا که نور حقیقت همواره بر تاریکی این سرزمین فائق خواهد آمد.
زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#روایت_بیداری
#خائن
#رها_نویسی
📣 پیغام دختر امام خمینی خطاب به ترامپ: همه سرباز ولی فقیه زمان خود هستیم
«زهرا مصطفوی» در نامهای به رهبر انقلاب نوشت:
🔸 دشمن غدار پس از 4 دهه دشمنی پنهان به این نتیجه رسیده که تنها راه شکست ایران، بازگرداندن تحمیل ذلت دوران پهلوی و حذف ولایت فقیه از ارکان حاکمیت ایران است.
🔸 خطاب به رئیسجمهور مجرم آمریکا و همه دشمنان شما و ایران عزیز:«همان سربازانی که پشتیبان امام خمینی(ره) بودند، امروز سرباز و پشتیبان ولیفقیه زمان خودند و برای دفاع از میهن و دین خود از هیچ کمکی دریغ نخواهند کرد.»
#زهرا_مصطفوی
