31 شهریور 1405
بانو جان… در پس شلوغی این روزها و مادری کردن برای دخترهایم، هر وقت دلم میگیرد، یاد آرامش حرمت میافتم. قم برای من همیشه همان کنج امنی بوده که میشود زیر سایهاش نفس تازه کرد. امروز در سالروز هجرانت، دلتنگتر از همیشهام. ای کریمه اهلبیت، دعایمان… بیشتر »
نظر دهید »
30 شهریور 1405
معماری وحدت در سایه تهدید گاهی در میانهی غبار و هراس، انسانهایی ظهور میکنند که حضورشان شبیه به همان والد پاسخگو و غایبنشده در نظریههای تحولی است؛ کسانی که در اوج ناامنی و اضطراب محیطی، ثبات درونی خود را تسلیم تهدید نمیکنند و تمامقد برای حفظ… بیشتر »
30 شهریور 1405
نگهبان صبور متن شب هنوز سنگینی خودش را روی قم پهن کرده بود که اولین پچپچها از راهروهای بیمارستان بیرون زد. از آن شبهایی که هوا بوی باران نمیدهد، اما فضایش آنقدر متراکم است که انگار آسمان، سینهاش را روی زمین گذشته تا نفس بکشد. بیست و نهم شهریور… بیشتر »
29 شهریور 1405
نامهای از سویدای دل بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (دامظله العالی) سلام علیکم و رحمتالله و برکاته این کلمات، نجواهای بانوی ست از جنس همین مردم؛ مادری که خانه را سنگر آرامش میداند و… بیشتر »
29 شهریور 1405
خطاب به پسر مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی حقطلبی و رعایت انصاف، از نخستین آموزههای اسلام و سیره بزرگان دین است. انتظار میرود کسانی که در فضای عمومی جامعه سخن میگویند، بهویژه فرزندان چهرههای شناختهشده، متانت، دقت و تحقیق را سرلوحه موضعگیریهای خود… بیشتر »
29 شهریور 1405
عصر عزت شیعه روزهایی بود که خلافت عباسی از درون میپوسید و از بیرون میلرزید. شورش صاحب الزنج* در بصره و قیام یعقوب لیث در ایران، خواب را از چشم دستگاه بغداد گرفته بود و خلفا، اسیر و بنده قدرتنمایی غلامان ترک خویش شده بودند. در میان این همه آشفتگی و… بیشتر »
29 شهریور 1405
آچار فرانسه او سالها با هویت کاذبی به نام آدم گرهگشا زندگی میکرد؛ همان شخصی که همه برای باز کردن پیچیدهترین گرههای اجرایی و عاطفی زندگیشان به سراغش میآمدند. در تمام جمعها و روابط، نقشی شبیه به یک آچار فرانسه را ایفا میکرد؛ ابزاری بینقص،… بیشتر »
28 شهریور 1405
مثل خواب بوی خاک خیسخوردهی گورستان همیشگیست، اما آن روز انگار سنگینتر از همیشه بر سینه مینشست، رفته بودم برای بدرقهی دوستی که دیروز بود و امروز تنها نامش بر سنگی سیاه حک میشد. آدمیزاد عجب موجودیست؛ تا وقتی نفس میکشد، دنیا را چنان همیشگی… بیشتر »
27 شهریور 1405
بامداد27شهریور1405، میدان دکتر حسابی حضور شبانه مردم در خیابانها و تجمعات، فراتر از یک ابراز همدردی یا سوگواری ساده، راهبردی هوشمندانه برای حفظ اقتدار و امنیت ملی است. در شرایطی که جبهههای نبرد درگیر مواجهه مستقیم با دشمن است و کشور در مسیر خونخواهی… بیشتر »
27 شهریور 1405
مخاطب: جناب یوسف پزشکیان اولاً بحث مردم درباره یمن، تمکن مالی یا سطح رفاه اقتصادی آنها نبود، بلکه مقایسه اراده و ایستادگی بود. مردم میگویند مردم یمن، با وجود تمام محدودیتها و عدم پیشرفتهای گسترده در عرصههای علم و اقتصاد، توانستند در برابر دشمنان… بیشتر »
26 شهریور 1405
کارزار محاکمه روحانی از اونجایی که نظر مردم خیلی برای روحانی مهمه، و هی از رفراندوم و نظرسنجی حرف میزنه حتما این کارزار رو امضا کنید تو چهار روز ۳۳ هزار امضا گرفته انشاءالله که پاک نکنن کارزار رو کلیک و امضا کنید👇 https://www.karzar.net/346730 لطفا تو… بیشتر »
26 شهریور 1405
جناب آقای عارف، معاون اول محترم رئیسجمهور. کاش بهجای عذرخواهیهای تکراری و گره زدن معیشت مردم به رفتار دشمن و تفاهمنامههای کاغذین، نگاهی واقعبینانه به عملکرد مدیریت خود میانداختید. واقعیت این است که وضعیت فعلی اقتصاد کشور و تورم افسارگسیختهای… بیشتر »
25 شهریور 1405
سفر به قاره های کاغذ کتاب را که باز میکنم، انگار کلید میچرخد و قفلی سنگین روی فصلی تازه از وجودم باز میشود؛ انگار مسافری هستم که پای بر ساحل سرزمینی ناشناخته میگذارد. برگ زدن صفحات، شبیه قدم زدن در تالار آینههاست؛ هر واژه انعکاسی است از فکر، ترسی… بیشتر »
24 شهریور 1405
پناه قاب های رنگی تصویرها از سایه محو و سیاه و سفید تا تصویری تمام رنگی پشت سرهم ردیف شده بودند. جلوی یکی از عکسها مکث کردم، نگاهم روی آن قاب زنده و تمامرنگی قفل شد و بیاختیار مرا با اشک به همان روز پر از التهاب برد؛ روزهایی که کشور بسان این روزها… بیشتر »
24 شهریور 1405
نخ ابریشمی نامرئی آغوش مادر، نخستین بوم امنیست که نقش هستی بر آن جان میگیرد؛ جایی که هر ضربان قلبش، نغمهای ماندگار برای آرامش جان فرزند میشود. رابطه مادر و فرزند، تنها یک پیوند خونی نیست، بلکه رقص صامت و شکوهمند باغبانیست با خاک؛ مادر، همان خاک… بیشتر »
23 شهریور 1405
روایت برادری قصه شهامت غروب سیستان و بلوچستان، قصهای کهن از نجابت، پایداری و شهامت را در سینه دارد؛ سرزمین مردان و زنانی که در پهنه آفتابسوختهاش، دل به آموزههای برادری و وحدت دادهاند. در این میان، نام و یاد عالم بزرگ اهلسنت، مولوی یوسف گرگیج… بیشتر »
23 شهریور 1405
کشکول دلتنگی باز هم بیهوا، دلم هوایتان را کرده، کلیپها و تصویرهایتان را زیر و رو میکنم، اما هیچ کدام نه تنها مرهمی برای این بیقراری نمیشوند، بلکه همچون نمک بر زخم دلم میپاشند دلم سخت به تنگ آمده؛ آنچنان بیاندازه و بیمرز که هیچ واژهای در… بیشتر »
23 شهریور 1405
خائنین به وطن، عزیزان مسئولین شاید خیلیها لبهی تیز نقد را به سمت این بازیگر مثلاً هنرمند بگیرند و او را سرزنش کنند، اما من حتی او را لایق خطاب هم نمیدانم. خطاب من به آن مسئولانیست که فردا روز، دوباره با اشکهای تمساح امثال او آغوش میگشایند و بستر… بیشتر »
22 شهریور 1405
باران، نفس و دیگر هیچ صدا قطرات تند باران که به زمین فرو مینشینند با آواز پرندگان دور از چشم، مرا چند ثانیهای از روزمرگیهای خسته کننده دور میکند. به قطرات باران میاندیشم؛ هر قطره که بر زمین میچکد دیگر آن قطره سابق نیست، آدمی هم هر آن که نفس… بیشتر »
22 شهریور 1405
رد غبار ساعت از چهار گذشته و آفتاب صاف افتاده وسط اتاق روی گلهای قالی، از همان نورهای کشدار و بیرمق عصر که انگار تمام رمق روز را کشیدند بیرون و فقط سایههای دراز جا گذاشتند. آدم گاهی بیدار میشود، راه میرود، چای دم میکند، کلید را توی قفل… بیشتر »
18 شهریور 1405
❗️ کارزار محاکمه روحانی از اونجایی که نظر مردم خیلی برای روحانی مهمه، و هی از رفراندوم و نظرسنجی حرف میزنه حتما این کارزار رو امضا کنید تو چهار روز ۳۳ هزار امضا گرفته انشاءالله که پاک نکنن کارزار رو کلیک و امضا کنید👇 https://www.karzar.net/346730… بیشتر »
17 شهریور 1405
مادر بی تکرارترین رزق دنیا آدمهای مهربان، چشمههای پنهان در کویر زندگی هستند؛ همان نعمتهای زلالی که بیدریغ میجوشند تا تشنگی روحمان را فرو بنشانند. آنها مثل سایهسار درختی کهنسال در ظهر داغ تابستانند؛ پناهی امن که بیسروصدا، سنگینی آفتاب روزگار… بیشتر »
17 شهریور 1405
آرامش دلها نماز، همان خلوت دل و جان کندن از هیاهوی جهان است؛ فرار از دغدغهها و پناه بردن به آغوش آرامش بیکران، وقتی میشود در سجادهای کوچک، از تمام هیاهوها و تلخیهای دنیا فاصله گرفت، چرا باید جانم را با دویدنهای بیحاصل در معرض فرسایش قرار دهم؟… بیشتر »
17 شهریور 1405
بعضی روزها در تقویم، جنس متفاوتی دارند؛ مثل ۱۷ شهریور، سالروز ولادت رهبر عزیزمان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای. رهبر شایستهای که پس از شهادت پدر بزرگوارشان، رهبر شهیدمان، با انتخاب هوشمندانه مجلس خبرگان، پرچمدار مسیر عزت و اقتدار گشتند؛ همان… بیشتر »
17 شهریور 1405
وقتی می شود فاصله گرفت بیهوده نمی جنگم ! چرا باید بیهود جنگید برای چیزهایی که نمی توانی تغییرشان بدهی؛ نه…همیشه جنگیدن خوب نیست! این را من می گویم که خیلی در این زندگی نابرابر جنگیده ام! جنگیده ام تا شاید بتوانم چیزی را عوض کنم… جنگیده ام… بیشتر »
15 شهریور 1405
امانت سپید، گواه سرخ پردههای حریر هنوز با نسیم خلیج میرقصیدند و حیاط خانه پر بود از عطر گلاب و صدای پچپچهای شادانه. این پیراهن سپید، آماده بود تا در آینهٔ شمعدان، تصویر لبخند عروسی را ثبت کند که فردا را روشنتر از امروز میدید. اما شامگاه که رسید،… بیشتر »
15 شهریور 1405
روایت سرخ سپید در کوچههای بندر کوهستک، بوی دریانسیم با صدای هلهل و کل زدن زنها آمیخته بود. سپیدی این لباس، قرار بود نشانهای باشد از آغازی نو، فرداهایی روشن و لبخندهایی که در آینه شب عقد به یکدیگر گره میخوردند. اما ناگهان آسمان شب شکافته شد. صدای… بیشتر »
15 شهریور 1405
عیار کارنامه، نه بازی با الفاظ وسط همین گرمای شهریور، وقتی داغی آفتاب به رویت میزند و هوا دم میکند، بیشتر از همیشه میفهمی که فرق است بین کسی که زیر سایهبان نشسته و از مصلحت دم میزند، با کسی که وسط میدان ایستاده و ریه میسوزاند. قصهی این روزها و… بیشتر »
14 شهریور 1405
شوق پرواز در طوفان باروت شهریور ۵۷ با داغ سنگین سینما رکس آغاز شده بود. خشم و اندوه در رگهای شهر میدوید و کابینه جدید با شعار آشتی ملی سعی داشت آبی بر این آتش بپاشد. اما نسیم بیداری وزیدن گرفته بود؛ راهپیمایی با شکوه عید فطر در تپههای قیطریه و به… بیشتر »
14 شهریور 1405
روایتی از ۱۶ شهریور ۵۷ اگر ۱۷ شهریور نقطهای بیبازگشت در تاریخ بود، ۱۶ شهریور همان موج عظیمی بود که آرام اما سنگین به راه افتاد تا دست استبداد را از آسمان شهر کوتاه کند. هنوز غبار راهپیمایی با شکوه عید فطر در قیطریه بر زمین ننشسته بود که پنجشنبه ۱۶… بیشتر »
14 شهریور 1405
پشت درهای بستهی خلوت گاهی روزهایی میرسند که کلاف زندگی گرهمیخورد؛ نه فقط از سنگینی کارهای خانه یا شلوغی بچهها، بلکه از دلخوریهای ناگفتنی. از آدم هایی که انتظارش را نداشتی و دلت را آزرده، از شانسی که انگار هیچوقت روی خوشش را به تو نشان نمیدهد و… بیشتر »
13 شهریور 1405
مدال افتخار بر سینه عقبنشینی خدا قوت آقای قالیباف! خدا قوت تیم کارکشته و پرادعای مذاکرهکننده! دستمریزاد که تپههای استراتژیک علیالطاهر هم سقوط کرد و با چشم خودمان دیدیم سقوط یکبهیک سنگرهایی را که روزی خط قرمز امت اسلام بود. حزبالله، آن دژ… بیشتر »
12 شهریور 1405
کفنی از جنس اهتزاز گاهی خط قصه جوری پیش میرود که غربت و غیرت در یک نقطه به هم میرسند؛ آنجا که قدمها برای دفاع از خانه به راه افتادند و دلها لبریز از امید بودند. در هیاهوی آن شب، طنین یاحسین فضای خیابان را پر کرده بود و هر دست، پرچمی را در دل تاریکی… بیشتر »
12 شهریور 1405
آینه دار طلوع شب که میآید، پردهی تاریکش را آرام و بیصدا روی همهچیز میکشد؛ انگار دنیایی با تمام شلوغیها و غوغایش، زیر این چادر سیاه به خواب میرود تا خستگی روز را از تن بیرون کند. آیه «وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى» دقیقاً همین تصویر رویایی و پرتأمل… بیشتر »
09 شهریور 1405
طعم گس انتظار بوی نان تازهای که همسایه خریده بود، تا بالای پنجره میآمد. کتری روی بخاری برقی کنج اتاق قیژقیژ میکرد و صندلی چوبی، مثل هر روز، منتظر نشستن کسی بود که صدای پاهاش توی راهرو بپیچد. خانه خیلی ساکت بود؛ از آن سکوتهایی که حواس آدم را به… بیشتر »
07 شهریور 1405
ابي حمزه ثمالي از امام سجاد(علیه السلام) پرسيد: يابن رسولالله، مرا از اماماني خبر ده که پس از رسول خدا اطاعتشان بر ما واجب است؟ امام يکايک ائمه اطهار(عليهم السلام) را شمرد و رسيد به نام مبارک امام جعفر(علیه السلام) که فرمود: نام او در نزد اهل آسمان… بیشتر »
07 شهریور 1405
طلوع کرامت روزگاری در دل صحراهای خشک و بیپناه، جهالت را با بیل بر تندخاک پیاده میکردند. دخترکان بیگناه، پیش از آنکه گرمای آغوش مادر را به درستی بچشند، زیر سنگینی خروارها خاک خاموش میشدند. آن روزها، جسم زن بود که به گور سپرده میشد؛ تندیس معصومیتی… بیشتر »
07 شهریور 1405
بر مدار مروت شاید اگر کسی در سالهای دهه هفتاد پایش به خاکیهای جنوب شرق افتاده بود، باورش نمیشد روزی بیاید که آن غروبهای سنگین و پر از اضطراب کوهستانهای جوپار و پهنههای کویر، رنگ آرامش به خود بگیرد. آن روزها نام عیدوک بامری و آدمهایش، مثل سایهای… بیشتر »
06 شهریور 1405
سلام آقاجان… این روزها هرچی کلیپ و سخنرانی و عکسهای شما رو نگاه میکنم، این دلتنگی اصلاً کم نمیشه. دلتنگ صداتونم، دلتنگ همون نگاه آرامشبخشتون… با اینکه تو کل این سالها، غیر از رسانه فقط یکبار صدای قشنگتون رو از نزدیک شنیدم، ولی هیچی این… بیشتر »
04 شهریور 1405
در آغوش سکوت خدا نه در هیبت رعد، که در نجواهای پنهان شبانه جاری است؛ همان دست مهربانی که ریشههای روح را در تاریکی نوازش میکند و از دل سنگ، چشمهی روشنی میسازد. او آن سجادهی بیدریغی است که روی زمین تنها پهن شده؛ خدایی که با صبوری یک مادر، بندبند… بیشتر »
03 شهریور 1405
شعلههای اتاق ۱۰۵ هشتم شهریور، وقتی ساعت اتاق ۱۰۵ روی سه بعدازظهر ایستاد، تهران هنوز داغی تابستان و التهاب خردادی پرحادثه را بر دوش میکشید. سران عالی نظام دور یک میز نشسته بودند؛ شورایی برای امنیت کشوری که در آتش ترورهای پیاپی میسوخت. نیم ساعت از آغاز… بیشتر »
03 شهریور 1405
بداقبالی یا خوش شانسی امروز از همان روزهایی بود که اگر فقط رویدادهایش را قطار کنی، میتوانی نامش را یک بدشانسی تمامعیار بگذاری؛ از همان گرههای ناگهانی که دست به دست هم میدهند تا صبرت را محک بزنند. همهچیز با خوابماندن خواهرم شروع شد، در روزی که… بیشتر »
03 شهریور 1405
وقتی پل پیروزی خرد شد شهریور همیشه بوی تغییر میدهد، اما شهریور ۱۳۲۰ بوی غافلگیری و فروپاشی میداد. حکایت آن روزها، حکایت خانهای بود که صاحبانش درهایش را محکم بسته بودند، به دیوارهای بلندش مینازیدند و گمان میبردند که بیطرفی، مثل یک حرز یا طلسم، خانه… بیشتر »
01 شهریور 1405
وقتی آسمان در مکه لبخند زد شب، بر سر مکه چادر کشیده بود، اما نه از جنس شبهای دیگر، بوی خاک بارانخورده در هوا نبود، ولی نسیمی میوزید که انگار غبار قرنها بیخبری را از رخسار زمین میشست. حضرت آمنه سلام الله علیها در خلوت خانه، سنگینی مبارکی را در دل… بیشتر »