قرار باران در دل عطش
رمضان، یک ماه در تقویم نیست؛ یک «قرار عاشقانه» است در ایستگاه دلدادگی. انگار خدا پنجرههای ملکوت را باز کرده تا عطر نان گرمِ سحری، با بوی خوش مناجات آمیخته شود و غبار یک ساله را از تن خستهمان بشوید.
روزه، تنها بستن لبها بر آب و نان نیست؛ صیقل دادن آینهی جان است. رمضــان شبیه به بارانی ناگهانی در دل تابستان است که بر تن خشکیدهی روح میبارد تا دوباره شکوفههای «صبر» و «بندگی» جوانه بزنند.
در این ضیافت نور، سر سفرهی افطار که نشستیم، میان لرزش دستها و تمنای دل، یادمان باشد که زیباترین معجزه، همین دوباره پیدا کردن خویشتن در آغوش پروردگار است.
حلول ماه میهمانی ماه مبارک، بر جان بیدارتان مبارک.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#ماه_مبارک_رمضان

تبریز؛ شناسنامهی بیداری
وقتی در 29 بهمن1356، عقربههای تاریخ در تبریز به حرکت درآمدند، هدف تنها یک اعتراض ساده نبود؛ هدف، درهمشکستن بت ترس بود. قیام تبریز، پاسخی سرخ به اهانت استبداد بود تا ثابت کند عزت یک ملت، با جوهر قلمهای مزدور مخدوش نمیشود.
علت این آتشفشان، جریحهدار شدن حرمت باورهای مردم بود؛ اما هدفش، بسیار فراتر از یک سوگواری برای شهدای قم. مردم تبریز به میدان آمدند تا بگویند ایران، ملک موروثی ستم نیست. آنها آمدند تا «نه گفتن» را به یک فرهنگ بدل کنند و به جای تماشای ظلم، به قلب تاریکی یورش ببرند.
ثمرهی این قیام، چیزی فراتر از لرزه بر پیکرهی طاغوت بود؛ تبریز «نخستین حلقهی زنجیر بیداری» را ساخت. این قیام، سنت «چهلمها» را بنا نهاد تا خون شهید، نه در زمین، که در رگهای یک ملت جریان یابد. 29 بهمن، نقطهی بازگشتناپذیری بود که در آن، سکوت مصلحتی جای خود را به غرش انقلابی داد و مسیر رسیدن به بهمن 57 را هموار کرد.
تبریز با آن قیام شکوهمند، به دنیا آموخت که:«اگر غیرت آذربایجان به جوش آید، هیچ سدی را یارای ایستادگی در برابر سیل حقیقت نیست.»
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#قیام_مردم_تبریز
#مناسبتی

قرار باران در دل عطش
رمضان، یک ماه در تقویم نیست؛ یک «قرار عاشقانه» است در ایستگاه دلدادگی. انگار خدا پنجرههای ملکوت را باز کرده تا عطر نان گرمِ سحری، با بوی خوش مناجات آمیخته شود و غبار یک ساله را از تن خستهمان بشوید.
روزه، تنها بستن لبها بر آب و نان نیست؛ صیقل دادن آینهی جان است. رمضــان شبیه به بارانی ناگهانی در دل تابستان است که بر تن خشکیدهی روح میبارد تا دوباره شکوفههای «صبر» و «بندگی» جوانه بزنند.
در این ضیافت نور، سر سفرهی افطار که نشستیم، میان لرزش دستها و تمنای دل، یادمان باشد که زیباترین معجزه، همین دوباره پیدا کردن خویشتن در آغوش پروردگار است.
حلول ماه میهمانی ماه مبارک، بر جان بیدارتان مبارک.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#ماه_مبارک_رمضان

«ناخدای تدبیر؛ فراتر از تلاطمهای اجرایی»
آیا تا به حال به این فکر کردهایم که در تلاطم یک اقیانوس، تفاوت میان «ناخدا» و «خدمهی عرشه» چیست؟
اصل 110 قانون اساسی، شناسنامهی وظایف کسی است که بر بلندای دیدهبانی ایستاده تا مسیر کلی حرکت کشتی ایران را در طوفانهای جهانی گم نکند. او نه مسئول جزییات روزمرهی اجرایی، که «معمار اقتدار» است.
بیایید با غرور، نگاهی به این مرزبندی هوشمندانه بیندازیم؛ او «سد نفوذناپذیر» است: وقتی تمام دنیا علیه ما صفآرایی میکنند، فرماندهی کل نیروهای مسلح و اعلام جنگ و صلح، وظیفهای است که امنیت خواب شبانهی ما را تضمین میکند. این همانجایی است که اقتدار ایران، لرزه بر اندام دشمن میاندازد.
او «فصلالخطاب بنبستها»ست: وقتی قوای سهگانه در روابطشان به گره میخورند یا معضلی از راه عادی حل نمیشود، سرانگشت تدبیر اوست که گرهگشایی میکند تا چرخهای کشور از حرکت نایستد.
او «ناظر امین» است: تعیین سیاستهای کلی، یعنی ریلگذاری مسیر؛ اما حرکت قطار و کیفیت پذیرایی در آن، بر عهدهی کسانی است که ما با رأی خود انتخاب میکنیم.
زیبایی اصل 110 در این است: رهبری، ستون استواری است که خیمه را برپا نگه داشته تا بادهای مخالف آن را نبرند، اما هر کسی در این خیمه، وظیفهای دارد. او با «تنظیم روابط قوا» و «نظارت عالیه»، ضامن بقای نظام است، نه مجری جزییات.
بیایید به داشتن چنین ساختار منسجمی افتخار کنیم؛ جایی که «اقتدار» برای دفاع از مرزهاست، «تدبیر» برای گرهگشایی از بنبستها و «عفو» برای بخشش فرزندان.
ایران ما، با این میثاق قانونی، بر قلههای عزت ایستاده است. آگاهی، اولین قدم برای عشق ورزیدن به وطن است.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#روشنگری
#وظایف_رهبری
سایههای جزیره: جایی که وجدان گم شد
جزیرهی اپستین فراتر از یک خشکی در میان آب، «تبعیدگاه انسانیت» بود. نامهایی که در لیست پروازهای آن جت کذایی ثبت شدهاند، تنها مسافر نبودند؛ آنها معماران سکوتی بودند که با ثروت، دهان حقیقت را دوختند.
در دنیایی که نخبگانش تماشاگر سقوط اخلاق باشند، آن جزیره صخرهای بود که موجهای عدالت بر آن درهم شکست. اما حقیقت، برخلاف ساکنان آن جزیره، نیازی به پاسپورت و دعوتنامه ندارد؛ روزی از زیر آوارِ«روابط خاص» بیرون میزند و نشان میدهد که قدرت بدون جدی گرفتن رنج دیگران، تنها یک توهم پرزرقوبرق است.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#جزیره_اپستین

مجمعالجزایر سکوت
در نقشههای جغرافیایی، «سنت جیمز کوچک» تنها نقطهای سبز در میان آبی بیکران کارائیب بود؛ اما در دنیای واقعی، آنجا «حیاط خلوت خدایان زمینی» بود.
حقایق این جزیره، داستان یک جرم ساده نیست؛ داستان یک مهندسی فساد است:
جت لولیتا اکسپرس: پرندهای آهنی که نه مسافر، بلکه «کالا» جابهجا میکرد؛ دخترانی که رویاهایشان در ارتفاع 30 هزار پایی ذبح میشد.
معبد مرموز: ساختمانی با گنبد طلایی در بلندترین نقطه جزیره که نه برای عبادت، بلکه طبق شواهد شهود، مکانی برای ضبط مخفیانه بزرگترین لغزشهای قدرتمندان بود؛ اهرم فشاری برای تضمین سکوت ابدی.
شبکهی نامرئی: از کاخ باکینگهام تا کاخ سفید، از آزمایشگاههای علمی تا استودیوهای هالیوود؛ اپستین تنها یک قاچاقچی نبود، او «دلال نفوذ» بود که با استفاده از ضعفهای اخلاقی نخبگان، برای خود مصونیت خریده بود.
حقیقت تلخ: اپستین در سلولش مرد (یا کشته شد یا فراری داده شد و به اسرائیل برگشت)، اما جزیره همچنان ایستاده است؛ همچون یادآوری سهمگینی که میگوید: وقتی ثروت بیحد با قدرت سیاسی گره بخورد، قانون فقط برای کسانی است که توان خرید یک جزیره خصوصی را ندارند.
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#صبح_روشن
#جزیره_اپستین

تبریز؛ شناسنامهی بیداری
وقتی در 29 بهمن1356، عقربههای تاریخ در تبریز به حرکت درآمدند، هدف تنها یک اعتراض ساده نبود؛ هدف، درهمشکستن بت ترس بود. قیام تبریز، پاسخی سرخ به اهانت استبداد بود تا ثابت کند عزت یک ملت، با جوهر قلمهای مزدور مخدوش نمیشود.
علت این آتشفشان، جریحهدار شدن حرمت باورهای مردم بود؛ اما هدفش، بسیار فراتر از یک سوگواری برای شهدای قم. مردم تبریز به میدان آمدند تا بگویند ایران، ملک موروثی ستم نیست. آنها آمدند تا «نه گفتن» را به یک فرهنگ بدل کنند و به جای تماشای ظلم، به قلب تاریکی یورش ببرند.
ثمرهی این قیام، چیزی فراتر از لرزه بر پیکرهی طاغوت بود؛ تبریز «نخستین حلقهی زنجیر بیداری» را ساخت. این قیام، سنت «چهلمها» را بنا نهاد تا خون شهید، نه در زمین، که در رگهای یک ملت جریان یابد. 29 بهمن، نقطهی بازگشتناپذیری بود که در آن، سکوت مصلحتی جای خود را به غرش انقلابی داد و مسیر رسیدن به بهمن 57 را هموار کرد.
تبریز با آن قیام شکوهمند، به دنیا آموخت که:«اگر غیرت آذربایجان به جوش آید، هیچ سدی را یارای ایستادگی در برابر سیل حقیقت نیست.»
✍️ زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#قیام_مردم_تبریز
#مناسبتی
