ناخدای اروند
ناخدای اروند
سردار شهید در اروندکنار، جایی میان جزر و مد خروشانی که شناسنامهی هر کودکی را با صبوری امضا میکرد، قد کشید. او فرزند تورهای پهنشدهی صیادی و صخرههای سخت تنگستان بود. پیش از آنکه الفبای کتاب را بیاموزد، زبان پیچیده و خشمگین دریا را بلد شد؛ دریا برای او نه یک پهنهی آبی ساده، بلکه معلمی بود که تابآوری در برابر طوفان را یادش میداد.
شهریور ۱۳۵۹، باروت و آتش جای بوی نخلستانها را گرفت. علیرضای ۱۷ ساله خانوادهاش را به جای امن فرستاد، اما خودش به آبادان تحت محاصره برگشت. دشمن، اروند را غیرقابل عبور میدانست؛ اما جوان دریاشناس، شبانه و بدون لباس غواصی، دل به جریان وحشی اروند زد، از زیر چشم دیدهبانان بعثی گذشت، گرای دقیق توپخانهی دشمن را برداشت و دو و نیم کیلومتر مسیر خروشان را شناکنان بازگشت. آن شب، با گرای جوان ۱۷ ساله، توپخانهی دشمن خاموش شد و نخستین امضای شجاعت او بر پیشانی اروند نقش بست.
با گذشت زمان، او حاکم آبراههای پیچیدهی هورالعظیم در عملیاتهای خیبر و بدر شد و نیروها را مثل شبح از دل نیزارها عبور داد. با تشکیل نیروی دریایی سپاه و آغاز جنگ نفتکشها، او بنیانگذار دکترین رزم نامتقارن، شبیخونهای دریایی و تاکتیک شناورهای تندرو در جزایر بوموسی، سیری و … شد تا در برابر ناوگانهای غولپیکر بیگانه بایستد.
پس از جنگ، او تجربه هشت سال نبرد را به مهندسی دفاعی تبدیل کرد. او معمار شهرهای زیرزمینی موشکی در اعماق صخرههای خلیج فارس و دریای عمان شد. وقتی در سال ۱۳۹۷ به فرماندهی کل نیروی دریایی سپاه رسید، توان دفاعی کشور را به ساخت ناوهای اقیانوسپیمای رادارگریز (کلاس شهید سلیمانی)، قایقهای هوشمند بدون سرنشین و اژدرهای پیشرفته تجهیز کرد.
سرانجام در فروردین ۱۴۰۵، فرماندهی که سالها کابوس متجاوزان در تنگه هرمز بود، در پی حملات هوایی دشمن به شهادت رسیدو پیکر مردی که دریا را میشناخت، پس از سه روز سنگ و آوار تسلیم شکوه پیروزمندانه او شدند، از میان خاکسترهای حادثه، پیکر مطهر سردار شهید چون لالهای پرپرشده طلوع کرد. اندام مطهرش اگرچه بند از بند گسسته بود، اما مشت گرهکردهاش با سرخی خونی تازه، هنوز بوی حماسه و مقاومت میداد. او در آخرین تصویر دنیاییاش نیز تسلیم را معنا نکرد؛ مشت او، مهر تایید جاودانگیاش بود که پس از بدرقهای باشکوه به خوزستان بازگشت تا در نزدیکی همان اروندی آرام گیرد که شجاعت ۱۷ سالگیاش را در امواج خود ثبت کرده بود.
✍️زهرا مرادقلی
#به_قلم_خودم
#مدار_نوشتن
#رها_نویسی
#باید_برخاست