27 خرداد 1405
روایت باران و نیزه (بخش آخر) کسانی که امروز منتقدان مذاکره سادهلوحانه را «تندرو» مینامند، چشمان خود را به روی واقعیت عریان میدان بستهاند. این یک تحلیل تندروانه نیست، بلکه یک واقعیت محض ملموس است: 1. طرف مقابل (آمریکا و جبهه استکبار) به دنبال گفتگو… بیشتر »
نظر دهید »
27 خرداد 1405
روایت باران و نیزه (بخش دوم) در فضای غبارآلود سیاسی، معمولاً دو گروه از مواضع رهبری سوءاستفاده میکنند تا منافع خود را پیش ببرند: عدهای هستند که هویت و منافع اقتصادی یا سیاسیشان در گروی تنش دائمی است. آنها از مواضع حکیمانه و مقتدرانه رهبری مایه… بیشتر »
27 خرداد 1405
روایت باران و نیزه (بخش اول) باد تندی میوزید و غبار دشت صفین را به سر و روی سپاهیان میکوفت. شمشیرها در یکقدمی یکسره کردن کار خیمه معاویه بودند. مالک اشتر چند گام بیشتر با پایان دادن به فتنه فاصله نداشت. اما ناگهان، مکر عمروعاص کارگر شد؛ قرآنها بر… بیشتر »
27 خرداد 1405
نجواهای خونین در سوگ انتقام چشمانتظار صاعقهی انتقام از آسمان فلسطین اشغالی بودم؛ منتظر غرش شیران ارتش حق در دشتهای غصبشدهی فلسطین. در آن دم که دستها بر ماشه بود و آسمان در آستانهی انفجار، ناگهان طنین شوم سازش از حنجرهی مصلحتاندیشان برخاست.… بیشتر »
27 خرداد 1405
آدم عزادار، چشم و گوشش پیش عزیز از دسترفتهاش است؛ هر طرف میچرخد عزیزش را میبیند و هر صدایی دلش را هوایی میکند؛ امشب که در روضه باز شد، من با چشمانی که بهخاطر دیشب، بعد از صلحی که بین ایران و قاتلین هزاران شهید از جمله رهبرم رخ داد، دائم در حال… بیشتر »
27 خرداد 1405
حقطلبی هوشمندانه، نه سکوت ذلیلانه و نه تفرقهی جاهلانه. این پیام، فرمان «سکوت در برابر ظلم یا پنهانکاری» نیست؛ بلکه فرمول «مبارزه با چشمان باز» است. خطکشی عقلانی قصه اینجاست: سکوت در برابر ابهام و تضییع منافع ملی، خیانت به خون شهداست. اما نقدی که… بیشتر »