31 تیر 1405
امید واهی گویی تمام ذرات وجودم در انجمادی بیرحم گرفتار شدند؛ دست و دلم به هیچ تلاشی نمیرود. هرگز باور نمیکنم. چشمانم را بر تصاویر مصلی میبندم. آن تابوت سبز با آن عمامه مشکی غرق در ماتم، کابوسی تلخ جلوه میکند که روحم از پذیرفتنش میگریزد. امید… بیشتر »
نظر دهید »
31 تیر 1405
از خلوص باکریها تا عزت ملی در روزهای سخت محاصره آبادان، وقتی راه زمینی بسته بود و خط نبرد تشنه حتی یک قبضه اسلحه، مهدی باکری و حسن شفیعزاده با یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلیمتری عازم خط مقدم شدند. ناخدای لنجی در ماهشهر شرط کرد: تنها در صورتی شما را به… بیشتر »
31 تیر 1405
جناب آقای عراقچی، وزیر محترم امور خارجه؛ آیا بار معنایی و پیامدهای امنیتی واژگانی را که به کار میبرید، نسنجیدهاید؟ بسیار بعید است دیپلماتی با تجربه شما، توان تحلیل وزن کلمات را نداشته باشد! تعبیراتی که برای توصیف خسارات به کار بردهاید، نه گزارش یک… بیشتر »
31 تیر 1405
وزیری از جنس میدان نامش که میآمد، لبخند جای تشریفات خشک دیپلماسی را میگرفت و منش متینش، سنگینی سختترین مذاکرات جهانی را سبک میکرد. خادم خستگیناپذیر میدان دیپلماسی، شهید حسین امیرعبداللهیان، حکایت آن باغبان دانایی بود که در توفانیترین روزهای… بیشتر »
27 تیر 1405
خروش خون؛ ارثیهی سرخ پدری چهار ماه است که شغالان و سگ زرد استکبار و مارهای زخمخوردهی صهیون، به خیال باطل خود، خورشید را در خاک تیره پنهان کردهاند. کلهزردان ابله و کفتارهای بیوطنی چون ترامپ و نتانیاهو گمان بردند با باروت و ترور، میتوانند ریشهی… بیشتر »
27 تیر 1405
خطاب به آقایان مذاکرهکننده از سوی ملت مبعوث شده و غیور ایران، این نه یک نامه، که فریاد به فغانآمدهی یک سرزمین است: دیشب که آسمان وطن به اذعان دشمن در بیش از هشتاد نقطه به آتش کشیده شد و زمین زیر پایمان لرزید، شماها که دلتان همچنان در هوای سازش… بیشتر »
27 تیر 1405
زمین و زمان در التهاب بود و قدمهای ما روی آسفالت خیابان، سنگینتر از همیشه برداشته میشد. در میان سیل خروشان جمعیت، پیاده راه افتادیم؛ اما پای پیاده کجا و دل سرگردان کجا؟ تمام مسیر، ذهن خستهام در کوششی جنونآمیز برای انکار بود. مدام به خودم میگفتم:… بیشتر »
27 تیر 1405
اندکی صبر سحر نزدیک است در غبارآلودترین روزگاران، درست در لحظهای که زمین از بار سنگین بیداد به نفسنفس میافتد و انسانیت در کلاف سردرگم مدرنیته و جنگهای آخرالزمانی گم میشود، پازل ظهور به چیدمان نهایی خود نزدیک میگردد. سه نشانهی حتمی، بسان رعد و… بیشتر »
27 تیر 1405
ایستاده در سمت روشن تاریخ سیاست، اقیانوسی از موجهای گذرا و ائتلافهای موسمی است. گاه این موجها کسانی را به ساحل نامها و سمتها میرساند و گاه در طوفانی ملایم، کشتیبانان امین را از سکانداری ظاهری کنار میزند. جابهجاییهای امروز در بهارستان و… بیشتر »
27 تیر 1405
از داغ وداع تا سایه بان صفر زمین و زمان هنوز سرشار از عطر حماسه و اندوه محرم است؛ ماهی که با نام نامی امام حسین (علیه السلام) آغاز شد و دلهای ما را در تنور داغ غمت تطهیر کرد. اما محرم امسال برای ما رنگ و بوی کربلایی متفاوتی داشت؛ پاییز زودهنگامی که… بیشتر »
27 تیر 1405
منطق هزینه و فایده در ترازوی دیپلماسی در دکترین امنیت ملی و روابط بینالملل، مذاکره هرگز یک هدف غایی نیست، بلکه صرفاً ابزاری است برای تحقق منافع ملی و کاهش هزینهها، زمانی که یک توافقنامه امضا میشود، اعتبار آن به میزان پایبندی طرفین به مفاد آن سنجیده… بیشتر »
27 تیر 1405
غبار طلایی و میراث فراموشی در روزگاران دور، در دامنهای سرسبز، دهکدهای بود به نام روشندره در این دهکده، دو چشمه جریان داشت؛ یکی چشمهی زلال که آبش بیرنگ، بیبو اما حیاتبخش و راستگو بود و هر که از آن مینوشید، جهان را همانگونه که هست میدید. دیگری… بیشتر »
27 تیر 1405
https://kowsarnet.whc.ir/thewire/view/51614805 هم صداشدن جریان بظاهر انقلابی با پخلوی ها و عناصر ضد انقلاب سواد حقوقی و نظامی پیشکش، کاش حداقل الفبای منطق را بلد بودید! میان پایان دادن به یک تفاهمنامه که دشمن روزی هزار بار با شلیک به خاک ما آن را نقض… بیشتر »
25 تیر 1405
منطق هزینه و فایده در ترازوی دیپلماسی در دکترین امنیت ملی و روابط بینالملل، مذاکره هرگز یک هدف غایی نیست، بلکه صرفاً ابزاری است برای تحقق منافع ملی و کاهش هزینهها، زمانی که یک توافقنامه امضا میشود، اعتبار آن به میزان پایبندی طرفین به مفاد آن سنجیده… بیشتر »
17 تیر 1405
خروش خون؛ ارثیهی سرخ پدری چهار ماه است که شغالان و سگ زرد استکبار و مارهای زخمخوردهی صهیون، به خیال باطل خود، خورشید را در خاک تیره پنهان کردهاند. کلهزردان ابله و کفتارهای بیوطنی چون ترامپ و نتانیاهو گمان بردند با باروت و ترور، میتوانند ریشهی… بیشتر »
17 تیر 1405
خطاب به آقایان مذاکرهکننده از سوی ملت مبعوث شده و غیور ایران، این نه یک نامه، که فریاد به فغانآمدهی یک سرزمین است: دیشب که آسمان وطن به اذعان دشمن در بیش از هشتاد نقطه به آتش کشیده شد و زمین زیر پایمان لرزید، شماها که دلتان همچنان در هوای سازش… بیشتر »
15 تیر 1405
سوگ و حماسه شب، سنگینترین سایهاش را بر سر شهر افکنده است و از قاب کوچک تلویزیون، غمی شعله میکشد که هیچ اشکی را توان خاموش کردنش نیست. نگاه میکنیم و باورمان نمیشود؛ این پیکر مطهر و آرامگرفته، پیکر پدر بزرگوار امت است، همان کوه استواری که سالها،… بیشتر »
12 تیر 1405
امید واهی گویی تمام ذرات وجودم در انجمادی بیرحم گرفتار شدند؛ دست و دلم به هیچ تلاشی نمیرود. هرگز باور نمیکنم. چشمانم را بر تصاویر مصلی میبندم. آن تابوت سبز با آن عمامه مشکی غرق در ماتم، کابوسی تلخ جلوه میکند که روحم از پذیرفتنش میگریزد. امید… بیشتر »
10 تیر 1405
پای پیاده تا بهشت؛ روایتی از یک دیدار بارانی 14 خرداد 1389؛ آفتاب داغ خردادماه بر سر تهران میتابید و من، در آستانهی فصلی نو از زندگی، تازه قدم از دنیای نیمکتهای دبیرستان بیرون گذاشته بودم. آن روزها، مثل جوانیام، پر از شور بودم اما هنوز عمق خیلی… بیشتر »
06 تیر 1405
کارزار های برگشت به نظر رهبری را امضا کنید https://www.karzar.net/326811 https://www.karzar.net/327532 https://www.karzar.net/327151 https://www.karzar.net/325837 http://karzar.net/328573 بیشتر »
06 تیر 1405
https://www.karzar.net/328573 لطفاً کارزار رو امضا کنید کارزار مطالبه ممنوعیت واردات اقلام دارویی و غذایی آمریکایی بجای پول های بلوکه شده 🌍#انتشار_حداکثری_با_شما🇮🇷 اخبار موثق و کلیپ های جذاب 👇 🆔 @moje_emruz بیشتر »
06 تیر 1405
آغوش سرخ وطن برایت مینویسم ای خاک، ای پناه غریب و پابرجای من؛ برای تو که این روزها در هرم باروت و مه، صبورتر از همیشه نفس میکشی. راستش را بخواهی، راه رفتن روی سینه تو، این روزها یک جور غریبی جگرسوز است. هر مشت از خاکت، عطر نجیب و سرخ خون جگرگوشههایی را… بیشتر »
03 تیر 1405
خط مقدم غیبت در هرم سرخ تاسوعا و در محضر خورشیدهای بی نشانی که سال هاست نامشان شهدای گمنام دفاع مقدس است، زمین چشم انتظار نشانه ها بود. غبار گرم ظهر می وزید، اما در اوج غربت، شلوغی جمعیت از شکوه سه پرچم جریان ساز خالی و یا شاید از نگاه من دور افتاده… بیشتر »
01 تیر 1405
پای درس باران در تربیت فرزندانمان همیشه میگوییم:اگر به کودک شکلاتی دادی و او در عوض، سنگریزهای به شیشهی خانهات زد، بار دوم دستت را به سمت او دراز نکن؛ چرا که او هنوز مفهوم هدیه را نفهمیده است. حال حکایت ما و جهانخواران است. ما ملت مبعوث شده،… بیشتر »